تبليغاتX
لبیک یا حسین

لبیک یا حسین

عَلَمِ خمینی بر زمین نمی ماند، مگر ما مرده ایم!

 چه بسیار اتفاقات مهمی که در طول تاریخ افتاده است، اما کم کم به دست فراموشی سپرده شده اند. حتی در همین قرن معاصر ما، وقایع مهمی اتفاق افتاده و انسانهای زیادی جان خود را از دست داده اند، و چه بسا این حادثه در زمان خودش بسیار تأثیر گذار بوده و فواید زیادی هم داشته، ولی گذر زمان آن را از یاد برده است.
اما حدود 1400 سال پیش، فرزند رسول الله را به همراه عده ای از یارانش، غریبانه و مظلومانه، با لب تشنه به شهادت رساندند، چه عاملی باعث شده است که این حادثه هنوز زنده است و فواید و برکات خودش را نو به نو در جهان بشریت ساری و جاری می کند؟!

طبیعی است که وقتی حادثه و واقعه ای اینقدر مهم باشد، و باعث جوش و خروش شیعه و جنگ با باطل و قیام به حق در طول تاریخ شده باشد و حتی انقلاب ایران هم در راستای همین قیام و الگو گرفته از همین حادثه عظیم باشد، قطعا دشمنی ها و توطئه ها در این جهت هم بیشتر خواهد بود.

همین چند وقت پیش بود که رسانه ها خبر از طرح سازمان سیا برای براندازی شیعه دادند. طرحی کاملا حساب شده، دقیق و با مطالعات و تحقیقات میدانی و کتابخانه ای. در ابتدا با تأسیس مراکز شیعه شناسی، به طور دقیق به مطالعه فرهنگ شیعه و سیر تفکر فقهی، حدیثی، کلامی و فلسفی شیعه پرداختند. و بعد هم با تحقیقات میدانی، و حضور در مراسمها و آئینهای اسلامی و شیعی، به طول کامل با آن آشنا شده و به مطالعه در نقاط آسیب پذیر آنها پرداخته و در جهت براندازی شیعه، طرح و برنامه های عملیاتی را ارائه کردند.

البته پنهان نماند که ظاهر عملکرد اینها، کاملا علمی و آکادمیک بوده و حتی با برخی از مراکز علمی – دانشگاهی ما هم مرتبط بوده اند، اما خروجی مطالعات اینها، در اختیار مراکز امنیتی و اطلاعاتی غرب قرار گرفته تا در جهت ضربه زدن به فرهنگ شیعه از آن استفاده کنند.

بنا ندارم وارد جزئیات شوم، اما برای نمونه، همین بحثی که این چند سال اخیر بر سر زبانها افتاد و حتی در داخل کشور هم روی آن مانور داده شد، این بود که : شیعه دو نوع نگاه دارد:  1- نگاه سبز   2- نگاه سرخ .

نگاه سبز آنها معطوف به آینده است و بحث مهدویت و ظهور، که نوعی امید و تلاش را در آنها زنده نگه داشته و به آینده امیدوار می کند و نگاه سرخ هم به گذشته است و فرهنگ عاشورا که در طول تاریخ، همیشه باعث جوش و خروش و قیام علیه باطل و زیر بار ظلم نرفتن بوده است. شاید تعابیر مشابه این تعبیر، از قبل در میان مردم وجود داشته، اما به نظر من، تبیین دقیق و مدوّن کردن و بررسی زوایای دقیق این دو نوع نگاه، حاصل مطالعات آکادمیک مراکز اسلام شناسی و شیعه شناسی دنیای غرب بوده که ما حصل آن در جهت ارائه طرح و برنامه برای مبارزه با این دو نوع نگاه، در اختیار سازمان سیا و مراکز مشابه آن قرار گرفته است.

شاید از قدیم بحث تحریفهای عاشورا، به خاطر ایجاد شور کاذب توسط جهال شیعه و یا عدم دقت در نقل و فهم روایات تاریخی حادثه عاشورا و یا حتی شیطنت مخالفان، رخ می داده است، اما با اندک مطالعه ای در برنامه های دشمن در سالهای اخیر، به خوبی رد توطئه را در این بحث می توان مشاهده کرد.

بنای طولانی کردن کلام را ندارم، اما برای نمونه می توانید با یک جستجوی ساده، در مورد طرح دکتر مایکل برانت، در مورد براندازی شیعه اطلاعاتی کسب کنید. که تازه اینها قسمتهای رو شده این مبارزه است و چه بسیارند محققین و پژوهشگرانی که در مراکز علمی و تحقیقاتی، در جهت شناخت دقیق اسلام و شیعه تلاش می کنند تا به تعبیر این بیت شعر:" دزد چو با چراغ آید، گزیده تر برد کالا "، به اهداف شوم خود، که در راستای تفکر اومانیستی شان است، برسند.

امید است با بصیرت و چشم باز، اهداف دشمن را رصد کرده و بتوانیم به آنها ضربه بزنیم.

" من به تمام دنیا با قاطعیت اعلام می کنم که اگر جهان خواران بخواهند در مقابل دین ما بایستند، ما در مقابل همه دنیای آنها خواهیم ایستاد! و تا نابودی تمامی آنها از پای نخواهیم نشست، یا همه آزاد می شویم و یا به آزادی بزرگتری که شهادت است خواهیم رسید! "     صحیفه امام خمینی /جلد 20/صفحه 326

 

علم خمینی بر زمین نمی ماند،مگر ما مرده ایم!

 
+ نوشته شده در  2008/7/11ساعت 1:55  توسط سید ابراهیم  | 

 

شاخه یاست اگر بشکسته بود

دستهای باغبانت بسته بود

یاس بوی مهربانی می دهد

عطر دوران جوانی می دهد

یاسها پیغمبران خانه اند

یاسها یاد آور پروانه اند

حضرت زهرا دلش از یاس بود

قطره های اشکش از الماس بود

وصیت نامه حضرت زهرا سلام الله علیها

" بسم الله الرحمن الرحیم، هذا ما أوصت به فاطمة بنت رسول الله صلّى الله علیه وآله أوصت وهی تشهد أن لا إله إلاّ الله وأنّ محمداً عبده ورسوله، وأنّ الجنة حق، والنار حق، وأنّ الساعة آتیة لا ریب فیها، وأنّ الله یبعث من فی القبور، یا علی: أنا فاطمة بنت محمد، زوّجنی الله منک لأکون لک فی الدنیا والآخرة، أنت أولى بی من غیری، حنّطنی وغسّلنی وکفّنی باللیل وصلّ علیّ وادفنی باللیل ولا تعلم أحداً، وأستودعک الله وأقرأ على ولدی السلام إلى یوم القیامة "

بحارالانوار/ ج 43 / ص 214

" به نام خداوند بخشاینده مهربان، این وصیت نامه فاطمه دختر رسول خداست که سلام و صلوات خدا بر او باد، وصیت می کند در حالی که شهادت می دهد که:

خدایی جز خدای یگانه نیست

و محمد، بنده و پیامبر اوست،

و بهشت حق است،

و جهنم حق است،

و روز قیامت خواهد آمد و هیچ شکی در آن نیست!

و خدا همه مردگان را از قبر بر می انگیزاند.

ای علی! من فاطمه دختر محمدم، خداوند مرا به همسری تو در آورد تا در این دنیا و  در آخرت برای تو باشم، و تو از بقیه برای من سزاوارتری، حنوط و غسل و کفن کردن مرا در شب قرار بده و بر من نماز بگذار و در شب مرا دفن کن و هیچ کس را مطلع نکن. تو را به خدا میسپارم و به فرزندانم تا روز قیامت سلام و درود میفرستم "
+ نوشته شده در  2007/6/18ساعت 21:1  توسط سید ابراهیم  | 

 

  به ما می گویند شیعه،در تعریف شیعه عبارتهای مختلفی آورده اند:

1.شیخ مفید: هر کسی که قائل به نص در مورد امامت علی(ع)  باشد، شیعه است.

2. ابو حاتم رازی: لزم هذا للقب،کل من قال بتفضیله بعده الی یومنا : شیعه کسی است که قائل به تفضیل و برتر شمردن علی بعد از پیامبر اسلام است تا به امروز.

3. جاهز :  کسی که علی را بر عثمان مقدم بدارد، شیعه است.

4. ابوالحسن اشعری : همه کسانی که علی را همراهی کرده و او را بر سایر اصحاب مقدم می دانند، شیعه نامیده می شوند.

5. شهید اول و شهید ثانی: شیعه کسی است که از علی(ع)پیروی کند و او را مقدم بدارد بر بقیه اصحاب.

6.علامه طباطبائی: شیعه به کسانی گفته می شود که جانشینی رسول الله را حق اختصاصی خانواده رسالت می دانند و در معارف اسلام پیرو مکتب اهل بیت می باشند.

مهم نیست که قائل به کدوم تعریف باشیم و بقیه ما رو شیعه بدونن یا نه، مهم اینه که خودمون بفهمیم: اونی که ما قراره شیعه اش باشیم ما رو در چه صورتی شیعه خودش میدونه!! در مورد شیعه و وظایف شیعیان زیاد شنیده و خونده بودم، اما این دو قسمت از صحبتهای حضرت امیر علیه السلام در مورد اصحاب با وفا و شیعیان واقعیش خیلی جالب بود برام. از اینکه سعی نکردم برای امامم شیعه خوبی باشم واقعا دلم میگیره و از این همه قیل و قال و وقت تلف کردنها و دور افتادن از اصل خودم شرمنده میشم و اگه یه روزی امامم گفت: تو چه کردی برای ما؟! واقعا جز سر به زیر انداختن هیچ جواب دیگه ای ندارم!!

و قال علیه السلام و قد جاءه نعی الأشتر رحمه الله:

" مالِکٌ و ما مالکٌ! و الله لو کانَ جَبَلاً  لَکانَ فِنداً، وَ لوُ کانَ حَجَراً لکانَ صَلداً ، لا یَرتَقِیهِ الحافِر، وَ لا یوُفِی عَلیهِ الطّائِر!"

قال الرضی: و الفِند:المنفرد من الجبل

ترجمه:

هنگامی که خبر شهادت" مالک اشتر"  که رحمت خدا بر او باد، به امام رسید، فرمود:

مالک! اما چه مالکی! به خدا سوگند اگر کوه بود، یکتا بود، و اگر سنگ بود سرسخت و محکم بود.هیچ مَرکبی نمی توانست از کوهسار وجودش بالا رود و هیچ پرنده ای به اوج آن راه نمی یافت!

شریف رضی(جمع کننده و تدوینگر نهج البلاغه): "فند" به کوه تک و تنها گفته می شود.

نهج البلاغه/حکمتها/حکمت443

------   ------- -------- ------ -----

" أینَ إخوانی الّذینَ رَکبوُا الطریقَ، و مَضَوُا عَلَی الحق؟! أینَ عَمّار؟! وَأینَ ابنَ التَیّهان؟! وأینَ ذو الشّتهادَتین؟! و أینَ نُظَرائهم مِن إخوانِهم الذینَ تَعاقَدوُا عَلی المَنِیّه، و أبرَدَ بِرؤوسِهم إلی الفَجَرَة "

ثُمّ ضَرَبَ بِیَدِهِ علی لِحیَةِ الشّریفةِ الکریمة، فَأطالَ البُکاء  ثُمّ قال علیه السلام:

أوّهِ علی إخوانی الذین تَلَوُا القرانَ فَأحکَموُهُ، و تدبّروا الفَرضَ فأقاموه و أحیَوُاالسُنّةَ و أماتوُا البِدعَةَ. دُعُو للجهاد فَأجابوُا، و وَثِقوُا بِالقائد فاتّبَعوُه.

ثم نادی بأعلی صَوتِه:

الجهادَ! الجهادَ عبادَالله ألا و إنّی مُعَسکِرٌ فی یومی هذا ؛ فَمَن أرادَ الرِواحَ إلی اللهِ فَلیَخرُج!

قال نوف: و عقد للحسین علیه السلام فی عشرة آلاف،ولقیس بن سعد رحمه الله فی عشرة آلاف، و لأبی ایوب الأنصاری فی عشرة آلاف، و لغیرهم علی أعداد آخر، و هو یرید الرجعة الی الصفین،فما دارت الجمعة حتی ضربه الملعون ابن ملجم لعنه الله، فتراجعت العساکر،فکنا کالأغنام فقدت راعیها،تختفها الذئاب مِن کل مکان!

ترجمه:

« کجایند برادران من؟! همانها که سواره به راه می افتادند و در راه حق قدم بر می داشتند.کجاست "عمار"؟! کجاست" این تیهان"؟! و کجاست" ذو الشهادتین"؟! وکجایند مانند آنان از برادرانشان که پیمان بر جانبازی بستند، و سرهای آنها برای ستمگران فرستاده شد؟!»

سپس دست به محاسن شریف زده و مدتی بس طولانی گریه کرد! پس از آن فرمود:

« آه بر  برادرانم! همانها که قرآن را تلاوت می کردند و به کار می بستند، در فرائض دقت می کردند و آن را به پا می داشتند، سنتها را زنده و بدعتها را  می میراندند. دعوت به جهاد را می پذیرفتند و به رهبر خود اطمینان داشتند و صمیمانه از او پیروی می کردند.»

سپس با صدای بلند فریاد زد:

« بندگان خدا! جهاد! جهاد! آگاه باشید که من امروز لشکری به سوی اردوگاه حرکت میدهم! آنکس که می خواهد به سوی خدا کوچ کند،همراه ما خارج شود!»

"نوف"(راوی این خطبه) گفت: امام برای فرزندش حسین علیه السلام  پرچمی با ده هزار نفر و برای قیس ابن سعد ده هزار نفر و برای ابو ایوب انصاری ده هزار نفر و برای دیگر فرماندهانش، تعداد دیگری سرباز معین کرد. تصمصم داشت به صفین باز گردد. و هنوز جمعه نگذشته بود که ابن ملجم جنایتکار به امام ضربت زد؛ لشکر برگشت و ما همچون گله ای بودیم که شبان خود را از دست داده و گرگها از هر جانب به سرعت به آنها حمله ور شده بودند!

نهج البلاغه/خطبه 182
+ نوشته شده در  2007/6/12ساعت 15:52  توسط سید ابراهیم  | 

 

فإنَّ حزبَ اللهِ همُ الغالبون
+ نوشته شده در  2006/8/14ساعت 23:34  توسط سید ابراهیم  | 

 

عظم الله اجورکم

1-  قال المهدی(عج) :" ان فی ابنة رسول الله لی اسوة حسنة "  : به راستی که دختر رسول خدا، برای من بهترین الگوست.

2- در روایتی هست که یک زن یهودی چادر حضرت زهراء رو به عنوان تبرک قرض گرفت.وقتی همسر آن زن وارد خانه شد از دیدن نوری که در خانه است تعجب کرد و از همسرش علت را جویا شد. زن آن مرد یهودی گفت که چادر دختر پیامبر اسلام رو قرض گرفته ام و این نور به خاطر آنست. میگویند آن مرد یهودی و همسرش آنچنان تحت تاثیر معنویت حضرت زهراء قرار گرفتند که هر دو مسلمان شدند. و همسایه شان و .... نقل میکنند که تا هفتاد نفر از یهودیان آن محله مسلمان شدند.

3- ما هم حجاب داریم ،ما هم چادر داریم، ما هم مسلمانیم.....

   

     در چشم تو شکوهِ شبی ته نشین شده است

     رنگین کمانِ حیرتی از کفر و دین شده است

     در آرزویِ سجده به محرابِ ابرویت            

     ذرّات خاکِ عالم و آدم،جبین شده است

     ای ابرِ سایه گسترِ رحمت! برآ، دمی                           

     صبح تمام آینه ها ته نشین شده است

     ایِ بی نشان در آینه! باور نمی کنم           

     روحی چنان بزرگ، به غربت چنین شده است

     در مشهدِ بقیع ، بجویید خاک را                                 

     انگشترِ رسول خدا، بی نگین شده است!
+ نوشته شده در  2006/6/29ساعت 12:41  توسط سید ابراهیم  | 

مولای من!

یارای آن ندارم که با تو،  در حضور ، گفتگو کنم . از هیبتت قالب تهی خواهم کرد.

مولایم امٌا،

سر بر آسمان می سایم اگر ،« قنبر» با وفایت را « قنبر» باشم!

 یادش به خیر سال قبل روز عید غدیر داشتم چکامه کوثریه رو می خوندم . چند بیتش رو هم گذاشتم توی وبلاگ قبلی . با اجازه عزیزان دوباره همون رو میذارم. البته یه سالی میشه که قراره تر جمه شو هم بذارم ولی ...

 

 عید همه دوستان امیر المومنین علیه السلام مبارک باشه وانشاءلله  پر از خیر و برکت  باشه برا همتون.

 

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی بن ابیطالب علیه السلام

 


بدون مقدمه برم سراغ عیدی!

بین همه  عشقای دنیا ...  نه اشتباه شد . بین همه شعرهایی که در مورد اهل بیت گفته شده قصیده کوثریه مرحوم سید رضا هندی یه چیز دیگس!! البته من واقعا برا اونایی که  زبون عربی بلد نیستن خیلی ناراحتم! چون نمیتونن لذت و شیرینی این ابیات رو بفهمن ! نوش جون اونایی که میفهمن!!

 اصل قصیده 54 بیته . اومدم ابیات زیباترشو جدا کنم و بنویسم اینجا  دیدم شد 22 بیت!!  به همین خاطر خودمو کشتم و از خیر چند بیت دیگش هم گذشتم و آخرش شد این چند بیت :

 

أ مُفَلََّجُ ثَقرِکَ أم جو هَر؟             وَ رَحيقُ رِضا بِكَ أم سُکّر؟

 

قد قال لِثَقرِکَ صانِعُهُ :               "اِنّا اَعطَیناکَ الکوُثَر"

 

فَلَقَد أسرَفتُ و ما أسلَف....         تُ لِنَفسِيَ ما فيهِ اُعذَر

 

سَوَّدتُ صَحیفَةَ أعمالِی                وَ وَكَلتُ الاَمرَ الي حيدَر

 

هُوَ کَهفِیَ مِن نِوَبِ الدّنیا              و شَفیعِیَ فی یَومِ المَحشَر

 

فاسأل بَدراً ! وَاسأل أُحداً              و سَلِ الأحزابَ وَ سَل خَیبَر !

 

مَن دَبَّرَ فیها الأمرَ ؟ و مَن              أردَی الأبطالَ؟ و مَن دَمَّر؟!

 

مَن هَدَّ حُصوُنَ الشِّرکِ؟ وَ مَن        شادَ الاِسلامَ وَ مَن عَمَّر؟!

 

قاسُوکَ _ أبا حَسَنٍ !_ بسوا         کَ و َ هَل بِالطَودِ یُقَاسُ الذَّر؟!

 

أنّی سَاوَوکَ بِمَن نَاوَو                 کَ ؟ و هَل ساوَو نَعلَی القَنبَر؟!!

 

آیاتُ جَلالِکَ لا تُحصَی                 وَ صِفاتُ کَمالِکَ لا تُحصَر

 

فَاقبَل یا کَعبَةَ آمالی !                 مِن هَدیِ مَدِیحِیَ ما الستَیسَر

 

انشاءلله اگه فرصت شد ترجمش رو هم میذارم.

 یا علی!

 

+ نوشته شده در  2006/1/19ساعت 7:29  توسط سید ابراهیم  | 

 

 مقدمۀ کتابِ "حکومت فرزانگان" نوشته شهید سید مرتضی آوینی

 

به جای مقدمه

      خدمت رهبر معظم انقلاب اسلامی، نائب امام عصر(عج) حضرت آیت الله خامنه ای ایدکم الله تعالی بتأییداته الخاصه.

     سلام علیکم و رحمةالله وبرکاته.امتثال امر، فرصتی برای عرض ارادت در این مرقومه باقی نمی گذارد، لذا حقیر مستقیماً با استمداد از فضل بی منتهای رب العالمین، وارد در اصل مطلب می شوم بعد از عرض این مختصر که:

      ما با حضرتعالی به عنوان وصی امام امت(ره) و نایب امام زمان(عج) تجدید بیعت کرده ایم و تا بذل جان در راه اجرای فرامین شما ایستاده ایم، همان گونه که پیش از این درباره امام امت(ره) بوده ایم و بسیارند هنوز جوانانی که عشق به اسلام  و شوق رضوانِ حق، آنان را در میدان انقلاب نگاه داشته است با همان شوری که پیش از این داشته اند،خدا شاهد است که این سخن از سر کمال صدق و از عمق قلوبِ همان جوانانی سرچشمه گرفته است که در تمام این هشت سال، بار جنگ را بر شانه های ستبر خویش کشیدند.

     ما به جهاد فی سبیل الله عشق می ورزیم و این امری است فراتر از یک انجام وظیفه خشک و بی روح. این سخن یک فرد نیست، دست جماعتی عظیم است که به سوی حضرتِ شما دراز شده تا عاشقانه بیعت کند ، بسیارند کسانی که می دانند شمشیر زدن در رکاب شما برای پیروزی حق، از همان اجری در پیشگاه خدا برخوردار است که شمشیر زدن در رکاب حضرت حجت(عج) و نه تنها آماده ، که مشتاقِ بذل جان هستند.

 سر ما و فرمان شما.

کمترین مطیع شما سید مرتضی آوینی

                                                                

+ نوشته شده در  2005/12/3ساعت 22:0  توسط سید ابراهیم  | 

 

سلام. عید همه دوستان امیر المومنین علیه السلام مبارک باشه و اینشالا پر از خیر و برکت  باشه برا همتون.

 

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی بن ابیطالب علیه السلام

 

امروز سرم خیلی شلوغه . کلی مهمون قراره ظهر بیان خونه ... سید بودن اینا رو هم داره دیگه!! ( اییییینه!)

 

بدون مقدمه برم سراغ عیدی!

بین همه  عشقای دنیا ...  نه اشتباه شد . بین همه شعرهایی که در مورد اهل بیت گفته شده قصیده کوثریه مرحوم سید رضا هندی یه چیز دیگس!! البته من واقعا برا اونایی که  زبون عربی بلد نیستن خیلی ناراحتم! چون نمیتونن لذت و شیرینی این ابیات رو بفهمن ! نوش جون اونایی که میفهمن!!

 اصل قصیده 54 بیته . اومدم ابیات زیباترشو جدا کنم و بنویسم اینجا  دیدم شد 22 بیت!!  به همین خاطر خودمو کشتمو از خیر چنر بیت دیگش هم گذشتم و آخرش شد این چند بیت :

 

أ مُفَلََّجُ ثَقرِکَ أم جو هَر؟             وَ رَحيقُ رِضا بِكَ أم سُکّر؟

 

قد قال لِثَقرِکَ صانِعُهُ :               "اِنّا اَعطَیناکَ الکوُثَر"

 

فَلَقَد أسرَفتُ و ما أسلَف....         تُ لِنَفسِيَ ما فيهِ اُعذَر

 

سَوَّدتُ صَحیفَةَ أعمالِی                وَ وَكَلتُ الاَمرَ الي حيدَر

 

هُوَ کَهفِیَ مِن نِوَبِ الدّنیا              و شَفیعِیَ فی یَومِ المَحشَر

 

فاسأل بَدراً ! وَاسأل أُحداً              و سَلِ الأحزابَ وَ سَل خَیبَر !

 

مَن دَبَّرَ فیها الأمرَ ؟ و مَن              أردَی الأبطالَ؟ و مَن دَمَّر؟!

 

مَن هَدَّ حُصوُنَ الشِّرکِ؟ وَ مَن        شادَ الاِسلامَ وَ مَن عَمَّر؟!

 

قاسُوکَ _ أبا حَسَنٍ !_ بِسوا         کَ و َ هَل بِالطَودِ یُقَاسُ الذَّر؟!

 

أنّی سَاوَوکَ بِمَن نَاوَو                 کَ ؟ و هَل ساوَو نَعلَی القَنبَر؟!!

 

آیاتُ جَلالِکَ لا تُحصَی                 وَ صِفاتُ کَمالِکَ لا تُحصَر

 

فَاقبَل یا کَعبَةَ آمالی !                 مِن هَدیِ مَدِیحِیَ ما الستَیسَر

 

اینشالا اگه فرصت شد ترجمشو هم میذارم.

 یا علی!

 

+ نوشته شده در  2005/1/29ساعت 11:21  توسط سید ابراهیم  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلسله موی دوست حلقه دام بلاست

هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست!!

 

سلام! اینشالا حال همتون خوب باشه! حال من  که اصلا خوب نیست!

هر چی میخوام سرم تو لاک خودم باشه نمیشه!!

هر چی میخوام حرف نزنم نمیشه !

آخه چی بگم؟ به کی بگم؟ چه جوری بگم؟ اصلا برا چی بگم؟ اینا سوالائیه که هر وقت میام چند کلمه حرف حساب اینجا بنویسم سراغم میاد و چون جواب قانع کننده ای براشون ندارم  از نوشتن پشیمون میشم!!

اما این بار دیگه نمیشه! نمیتونم. باید داد بزنم!! باید به همه اهل عالم بگم : آهای مردم دنیا ما شیعه هستیم .شیعه یعنی پیرو!! ما شیعه  کسی هستیم که وقتی توی یه گوشه از کشور پهناور تحت حکومتش، راهزنها یه تیکه طلای زینتی(خلخال) از پای یه دختر یهودی درآوردن و دزدیدن، وقتی خبرش به گوش ایشون رسید، فرمود: اگر مردی از  غصه این خبر دق کند و بمیرد ملامتش نکنید!!

بله ما شیعه علی هستیم. شیعه یعنی پیرو!! اما

اما

وقتی سربازان شیطان از ینگه دنیا پا شدن و با تانک اومدن توی بین الحرمین،قداست و حرمت مقدسات ما رو شکستن!! با چکمه وارد حرم مطهر ابالفضل شدن!!به سمت ضریح مقدس امیر المومنین تیر اندازی کردن!!

نه تنها هیچ کس دق نکرد بلکه حتی  هیچ وزیری استعفا نکرد!!هیچ مسوولی از شدت ناراحتی بیهوش نشد! رئیس جمهور گروه تحقیق سه نفره تشکیل نداد!!مگر این هم حادثه کوی دانشگاه است که به خاطرش تمام کشور را ملتهب کنند!! اونایی که  یه ذره شعور سیاسی و غیرت دینی ندارن به خاطر ورود چند مامور نیروی انتظامی به کوی امیر آباد، فریاد وا آزادیا و وا دموکراسیا سر دادند، ولی وقتی خیمه گاه امام حسین تو کربلا توسط سربازای آمریکایی تخریب شد هیچ حرفی نزدن!! هیچ وزیری استعفا نداد. بغض هیچ مسوولی نترکید!!

 و نباید هم موضع میگرفتند!! چرا که به نظراونا این یک مساله ئیه مربوط به یک کشور دیگه!! و ما نباید مصالح ملی رو فدای احساسات کنیم!! ای خاک بر سر این مصالح ملی که قداست  حرم اهل بیت جایی توی اون نداره!!

وقتی گنبد و بارگاه امیر المومنین گلوله باران شد رئیس جمهور ما به جای تشکیل جلسه فوری با سران نظام و فرماندهان نظامی، و اخذ تصمیم اساسی ، با استانداران!! جلسه داشت و انقلابی ترین  موضعی که گرفت این بود که : کار زشتی بود من نپسندیدم!!

 حق دارید!!هر چه میخواهید بگویید!! از همان روزی  که در آستانه پیروزی و  سرمست از قدرت!!آن هم قدرت اکثریت!! در روزنامه های اصلاحات، خدا و اهل بیت رو زیر سوال بردن، روزنامه هایی که با سود سپرده های حج (توسط داماد خوش اشتهای اصلاحات!!) مثل قارچ یکی بعد از دیگری  سر در آوردن و خدا و امام  حسین و قیام کربلا رو مسخره کردن!!، از همان روز باید میفهمیدیم قضیه از کجا آب میخوره!!

وقتی  صهیونیسم بین الملل بخواد خیمه گاه امام حسین رو جلوی چشم همه شیعیان خراب کنه از چند سال قبل با دلارهایی که خرج کرده توی جامعه اسلامی و سر کلاسهای درس دانشگاهها، قیام امام حسین رو زیر سوال میبره!! به جوون ما القاء میکنه که : "هدف از قیام عاشورا این بود که امام حسین میخواست مسجد بسازد!!" اول با خرج کردن دلار، مبانی عقیدتی  جوونهای با غیرت شیعه رو سست میکنه، بعد میاد توی بین الحرمین جولان میده!!

اگه نمیدونستین، حالا بدونین که سال 199۰ وقتی آمریکا میخواست برای پس گرفتن کویت به عراق حمله کنه، برای مسوولان جمهوری اسلامی به طور رسمی پیغام فرستاد و تضمین داد که: شما خیالتون راحت باشه! ما به چهار شهر مذهبی شیعیان یعنی نجف و کربلا و کاظمین و سامراء حتی یک تیر هم شلیک نمیکنیم!! حتی اگه صدام عمده  نیروهاشو اونجا برده باشه!! و همین کار رو هم کرد!

 ولی شده تا حالا از خودتون بپرسید توی این چند سال، جمهوری اسلامی چه فرقی کرده که این بار آمریکا نه تنها تضمین نداد بلکه با کمال وقاهت حرمت مقدسات شیعه رو شکست و با تانک  وارد بین الحرمین شد و حرمهای مطهر رو محاصره کرد و زائران امام حسین رو هدف تیر مستقیم قرار داد!!

آیا شما واقعا خیال میکنین لو رفتن شکنجه ها و جنایات زندان ابو غریب ، سهوی بوده!! و این خبرها به خاطر شجاعت یه خبرنگار بشر دوست غربی به بیرون درز کرده!!

تا حالا به ذهنتون نرسیده که شاید عمدا این شکنجه ها و جنایات رو انعکاس دادن که بگن: ما هر کاری دلمون خواست میکنیم!!

و دیدید که همین طور هم شد و هیچ کس در مقابل این جنایات هیچ غلطی نکرد!!(ببخشید این طور حرف میزنم دست خودم نیست!!) بهتره دیگه ادامه ندم چون میترسم یهو اسمم بره جزو لیست مخالفین نظام!!ودر آخر میگوییم: علم خمینی بر زمین نمیماند مگر ما مرده ایم!!

 

 

 

+ نوشته شده در  2004/8/18ساعت 1:47  توسط سید ابراهیم  | 

(به نقل از وبلاگ يکی از دوستان)

 

 

نامه یکی از زنان زندانی زندان ابو غریب عراق به تمام انسانهای آزاده جهان

 

این نامه به مردم عراق مردم رمادیه فلوجه و به تمامی انسانهای دنیا که غيرت و آزادگی خود را از دست نداده اند خطاب میشود.  این نامه ای است که خواهر شما نور از زندان آمریکایی-صهیونیستی  ابو غریب مینویسد. باور کنید  زشتی پلیدی بی آبرویی و بی حیثیتی اینجا را نمیتوان شرح داد. نمیدانم این همه رذالت را چگونه در قالب کلمات ارایه نمایم.  در حالیکه شما در خانه هایتان با انواع نعمتها با دوستانتان دور هم جمع شده اید ما مورد تجاوز وحشیانه نیروهای آمریکایی قرار گرفته و گرسنه و تشنه میمانیم. در حالیکه شما در بسترتان در خواب خوش فرورفته اید آمریکاییها ما را تا صبح بیدار نگه میدارند. در حالیکه شما لباس میپوشید بدنهای ما لخت و عریان مانده است. چگونه بیان کنم که ما را لخت و عریان جلو سربازان آمریکایی به نمایش میگذارند؟

چگونه میتوانم این همه ظلم و ستم و بی حیثیتی را  با کلمات بیان کنم؟

 

ای برادران ایمانی وقتی میبینم با کامیونهای خود کالاهای آمریکایی را جابجا میکنید  قلبم آتش میگیرد. چون آن کامیونها و وسایل نقلیه متعلق به ملت من است.  با چشمی گریان و قلبی سوزان میگویم  خدایا چگونه  انسانهای ما حیثیت و شرف خود را به مشتی دلار آمریکایی فروخته اند.  وقتی به مصیبتها و آبروریزی خود فکر میکنم اشک چشمانم قطع نمیشود.

برادران چگونه میتوانم شکنجه های وارده بر خود را روی کاغذ بیاورم. فقط خدا میداند  چه بر سر ما آورده اند.

برادران خدا را گواه میگیرم که ار بیان مصیبتهای وارده بر خود عاجز بوده و از بیان آنها خجالت میکشم. ولی باز هم تا قدری که کلمات قدرت کشش دارند برایتان خواهم گفت. در حد توان خواهم گفت که آمریکاییان چه بی حیثیتی آزار و  اذیت و شکنجه های غیر انسانی را نسبت به ما اعمال میکنند. اجازه بدهید بگویم وقتی به ارضای امیال حیوانی آنها تن نمیدهیم چگونه ما در حد مرگ کتک میزنند.

ای رهبران دینی ما چگونه به خود جرات میدهید در مقابل مظالم وارده به ما و آزار و اذیت جنسی ددمنشانه اعمال شده بر ما با پیشانی باز در انظار عمومی ظاهر شوید.

 

آیا از تضعیف شرف و حیثیت انسانی خود که پیامبر اسلام (ص) آن را ارزشمندترین هستی کائنات ذکر کرده است احساس شرم نمیکنید؟

 

چطور راضی شدید خود و ما را در بازار مکاره آمریکایها و صیونیستها در ازی چند دلار بفروشید؟  شرف و آبروی خود را چه زود از دست داده اید. چه زود فراموش کردید که خداوند متعال ما را به صورت امانت یه شما  ارایه کرده بود. مگر قرار نبود از ما زنان دفاع نموده و حمایت کنید و به ضایع شدن ناموس ما رضایت ندهید.

 

 چه بلایی بر سرتان آمد و قولتان کجا رفت؟  هر روز در زندان ابو غریب آمریکاییها ناموستان را به تباهی میکشانند . از کسانیکه این نامه را می خوانند در خواست عاجزانه میکنم برای رضای خدا و متوقف کردن جنایات آمریکاییان در زندان ابو غریب قیام نمایند.

از شما می خواهم برای متوقف کردن شکنجه های غیر انسانی آمریکاییان در اینجا فریادتان را بلند کنید جنایاتی که در زندان ابو غریب صورت میگیرد از جنایاتهایی که توسط صهیونیستها نسبت به جوانان و زنان فلسطینی صورت میگیرد گسترده تر است.

 در آنجا شکنجه فیزیکی انجام میگیرد در حالیکه در اینجا هر روز به تجاوز جنسی میکنند و مانند حیوانات وحشی خون آشام به بدنهای ما حمله میکنند در مقابل این حملات ددمنشانه در حدی که توان داریم فریاد میزنیم و فریاد رسی نیست.

 اگر در دلهایتان به اندازهای انسانیت شرف و حیثیت باقیست با هم متحد شده و به این زندان حمله کنید و ما را از این مهلکه نجات دهید.  با تمامی سلاحهای خود به این زندان حمله کنید و هم آنان و هم ما را بکشید. ما خیلی وقت است راضی به مرگ هستیم. بیایید و اینجا را با خاک یکسان کنید.

در رحم ما نطفه آنها وجود دارد. بسیاری از ما ها حامله بوده و برای رهایی از این رسوایی راضی به مرگ هستیم. به تمامی شما التماس میکنم بیایید و ما را نجات دهید.  برای اینکه خانوادهایمان و کشورمان بیش از بی آبرو نشوند به استقبال مرگ میرویم ما را بکشید.  از شما خواهش میکنم آمریکاییها و نطفه آنها را برای جلب رضای خدا بکشید. از شما خواهش میکنم به فریاد ما برسید.

        

 

                                                           خواهرتان نور

*************************************

و علی الاسلام السلام!!    در  صدر اسلام در یکی از بلاد مسلمین دشمنان حمله کردن و خلخال از پای یه زن یهودی کشیدن و بردن .از کسی  که  مسلمون نبوده فقط زیر پرچم اسلام زندگی میکرده . میدونید وقتی امام غیرت این خبر رو شنید چی گفت؟ً!

فرمود :اگر مردی این خبر را بشنود و از غصه دق کند و بمیرد حق دارد!!  آری امروز  در شرایطی که یک سوم کشورهای دنیا مسلمو نند و یک و نیم میلیارد مسلمون دارن روی زمین زندگی میکنن و با این همه در قلب تپنده جهان اسلام داره این اتفاقات میفته راهی جز دق کردن و مردن هم هست!!!

ما همه بی غيرتيم آينه در کربلاست!!!

+ نوشته شده در  2004/5/30ساعت 7:20  توسط سید ابراهیم  |