تبليغاتX
لبیک یا حسین

لبیک یا حسین

عَلَمِ خمینی بر زمین نمی ماند، مگر ما مرده ایم!

- امیرالمومنین علی(ع): " خداوند از علما عهد گرفته است که در مقابل سيري ظالمان و گرسنه ماندن مظلومان قرار و سکون نداشته باشند و ساکت ننشينند."

 

            

            

- آیا فقرا را برسر این سفره ها راهی هست؟!

- به علي(ع) خبر مي رسد كه نماينده و حاكم شما در مجلسي شركت كرده كه در آن مجلس اغنيا و پولدارها و ثروتمندان حضور داشتند و از فقرا كسي در آنجا نبوده است! علي(ع) چه فرمود؟

حضرت فرمود: من باور نمي كردم عثمان بن حنيف دعوتي را در سفره اي بپذيرد كه اغنيا را در آن سفره دعوت كرده باشند و فقرا را دعوت نكرده باشند. فقرا پشت در مانده باشند.

بعد شروع مي كند به دردهاي خودش و مي فرمايد: اگر من بخواهم كه امكانات برايم فراهم است. بهترين خوردني ها و بهترين پوشيدني ها و بهترين شربت ها، هرچه بخواهم براي من فراهم است. ولي محال است كه من مهار خودم را به دست هواي نفس خودم بدهم.

نه اينكه علي بخواهد بگويد لباس خوب پوشيدن، خوب غذا خوردن حرام است نه، مساله اين نيست بلكه مساله ديگري مطرح است، من اين جا شكم خود را سير كنم شايد در كوفه و شام و در يمامه و در اطراف سواحل خليج فارس و حجاز كسي باشد كه نان هم نداشته باشد. آيا من با شكم سير بخوابم و در اطرافم شكم هايي گرسنه باشند!(نهج البلاغه، نامه45، نقل از انسان كامل شهيد مرتضي مطهري(ره)، ص55)

 

+ نوشته شده در  2008/9/3ساعت 15:5  توسط سید ابراهیم  | 

اظهارت اخیر اسفندیار رحیم مشایی، رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری موجب گشت تا بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران به عنوان مرکز ثقل، مهم ترین و تاثرگذار ترین پایگاه بسیج دانشجویی دانشگاه تهران، طی بیانیه ای رسما موضع خود را در این رابطه اعلام دارد:

بسمه تعالی

سخنان اخیر آقای اسفندیار رحیم مشایی که با صراحت ابراز داشته است:

 "بنده به حرف‌هايم افتخار مي‌كنم و آن‌ها را اصلاح نمي‌كنم بلكه هزار مرتبه ديگر نيز تكرار مي‌كنم ما آحاد مردم دنيا را دوست داريم و اين افتخار ماست كه چون اعتقاد و آرمان‌هايمان انساني است در بين توده‌هاي مردم در دنيا دشمني نداريم و مردم ايران با مردم آمريكا فرقي ندارند. ما با همه مردم دنيا دوست هستيم حتي مردم آمريكا و اسرائيل"

اگرچه از روی اطلاعات کم، تحلیل نادرست و سادگی گوینده این سخنان بیان شده است اما به هیچ عنوان نمی توان تبعات این حرف سنگین را نادیده گرفت.

بنا بر خاطره ای منقول از حضرت امام خمینی (ره) توسط عضو با سابقه دفتر ایشان و نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید، حجت الاسلام رحیمیان، ایشان يهوديان در كشورهاي ديگر را با يهوديان در فلسطين اشغالي دارای تفاوت دانسته و با یکسان اعلام نمودن حکم يهوديان ساکن در فلسطین اشغالی با حكم سربازان و اجزاء رژيم غاصب، بر برخورد با آنها همانند برخورد با سربازان اسرائيلي تاکید نموده بودند.

هم چنین با مروری کوتاه در بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز مطالب فراوانی دال بر تایید مواضع حضرت امام (ره) در این رابطه به چشم می خورد و "ملت و مردم" اسرائيل، يك ملت "جعلي" و "دروغين"، "اراذل و اوباش"، "غاصب" و "بي هويت" توصیف شده اند.

اما حال چه شده است که آقای رحیم مشایی این چنین با افتخار تاکید می کند ملت ایران با مردم اسراییل رابطه دوستی دارد و حتی حاضر نیست از موضع خود کوتاه بیاید؟!

براستی اگر فرزندان انقلاب اسلامی از آقای رحیم مشایی بخواهند تا ایشان تنها در رابطه با حوزه تخصصی خود سخن بگویند و خود را در جایگاه سخنگوی دولت و یا ملت ایران تصور نکنند، انتظار نابجا یا گزافی است؟

آیا غیر از این است که صحبت نکردن پیرامون بسیاری از موضوعات هیچ هزینه ای ندارد و ایشان می توانند این راه را انتخاب کنند لکن زمانی که آقای مشایی با اصرار می خواهند بر اشتباه گذشته خویش سرپوش بگذارند؛ لحظه به لحظه بر اشتباهات گذشته خود می افزایند؟

ایراد این سخنان سهوا یا عمدا (که البته بسیار بعید است) هزینه های بسیار و غیرقابل جبرانی را نه تنها برای دولت مکتبی و آرمانگرای نهم بلکه برای نظام و انقلاب اسلامی در بردارد. امروز آقای رحیم مشایی بدون آنکه متوجه بازتاب اظهارات خویش باشد با افتخار از تکرار هزارباره حرفهای خویش سخن به میان می آورد، غافل از آنکه بهتر است به فکر استغفار هزارباره از درگاه خداوند، امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری، ارواح طیبه شهدا و فرزندان انقلاب اسلامی باشد.

توجه بدین نکته ضروری است که یکی از ارزش های غیرقابل انکار دولت نهم رویکرد آرمانگرایانه و شجاعانه رییس جمهور محبوب آن در مقابل غده سرطانی اسراییل است. ایشان تا کنون به کرات با طرح سوالات متعدد نسبت به موضوع هولوکاست و هم چنین اظهارات شجاعانه پیرامون وعده الهی و نابودی هر چه زودتر اسراییل چهره ای عدالتخواه، حق گرا و محبوب از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران نه تنها در میان کشورهای مسلمان،بلکه در میان تمامی آزادگان جهان به نمایش گذارده است اما به نظر می رسد امروز "اسفندیار رحیم مشایی" مبدل به "چشم اسفندیار" دولت نهم گشته است.

اگرچه اظهارات عجولانه و نابخردانه وی چیزی از ارش های رییس جمهور عزیز و مشی حرکت دولت نهم نمی کاهد اما عدم برخورد قاطع و درخورد با ادعاهای صورت گرفته از سوی آقای رحیم مشایی در آینده ای نه چندان دور می تواند تبعات به مراتب بیشر و مخرب تری با خود به همراه داشته باشد.

امروز حداقل انتشار دانشجویان مسلمان، انقلابی و عدالتخواه بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران به نمایندگی ازدیگر داشجویان بسیجی سراسر کشور از آقای رحیم مشایی معذرت خواهی از تمامی آزدگان و مسلمانان جهان و یا در صورت اصرار بر سخنان خویش، استعفا از جایگاه خود در نظام جمهوری اسلامی ایران است چرا که آرمانهای انقلاب اسلامی که با خون هزاران شهید و جانباز سرافراز تاکنون به دست نسل سوم انقلاب رسیده، نباید فدای فرد یا افراد گردد.
* بازتاب این بیانیه در برخی رسانه ها: - خبرگزاری فارس: مشايي بايد به فكر استغفار "هزارباره" باشد - روزنامه کیهان: مشایی استغفار کند - پایگاه خبری- تحلیلی رجانیوز:  واکنش بسیج دانشجویی به اظهارات مشایی - شهاب نیوز:  بسیج دانشگاه تهران هم علیه مشایی بیانیه شداد و غلاظ داد 
+ نوشته شده در  2008/8/15ساعت 14:35  توسط سید ابراهیم  | 

 

لابد شنیده اید، پس از آنکه دادستان تهران با تهدید و ارعاب از درج جوابیه دکتر علیرضا زاکانی به نامه سراسر توهین خودش ( سعید مرتضوی ) در روزنامه ایران جلوگیری کرد ، چند شب پیش سایت جهان نیوز هم به دلیل انتشار جوابیه زاکانی به دستور دادستان فیلتر شد. بخشی از مهم ترین بخش های نامه دکتر اینهاست :

·         هرچند جناب آقای مرتضوی بر اساس روحیه و نگاه خاص و نیز بر خلاف قانون خود را پاسخگو نمی داند لیکن نمایندگان مردم نامبرده را مجبور به پاسخگویی خواهند نمود و خادمان ونوکران ملت در مجلس مطالب بیان شده از سوی ایشان را در ارتباط با عدم پاسخگویی به منتخبان ملت شوخی ای بیش نمی پندارند.

·         قسمت اول جوابیه جناب آقاي مرتضوي بیشتر به یک توهین‌نامه شبیه می‌ماند که در صورت تکرار نیز از  بنده اهانتی نخواهند شنيد.

·          توصیه بنده به دستگاه قضایی پیگیری اتهامات آقای پالیزدار و همراهان او تا روشن شدن ابعاد کامل موضوع می‌باشد لیکن قبول پرونده توسط دادستان محترم تهران را امری ناصواب می دانم.  چرا که با شناختی که از نامبرده دارم و اخبار جسته گریخته ای که می شنوم به شدت خوف انتقام جویی مفرط و یا معامله کردن برسر این پرونده توسط ایشان را داشته و توصیه می نمایم برای روشن شدن ابعاد تاسف بار این موضوع افراد امین دیگری از دستگاه قضایی پیگیری این پرونده را عهده دار شوند .

·         ای کاش جناب آقای جهانگیر ( رئیس حفاظت اطلاعات قوه قضائیه ) به خود زحمت می داد و یکبار از بنده سئوال می نمود که بر پایه چه اسنادی ادعای تبانی و خیانت در رسیدگی به پرونده های دانشگاه آزاد اسلامی را دارم.

·         مشخص شد كه  سرشاخه فروش سئوالات خانم ج.ك همسر يكى از عناصر موثر دانشگاه آزاد اسلامى بوده و خانم ر.س نيز در رديف بعدي متهمين اصلي قرار دارند ...در اين مرحله از رسيدگى پرونده، بازپرس شعبه هشتم دادسراىكاركنان دولت تغيير كرده و بازپرس جديدى جايگزين ايشان مى گردد.  متهمان ذكر شده در بالا كه بازپرس پرونده، آنان را متهمان اصلى عنوان كرده بود، احضار نشده و تحقيقات از آنهاانجام نمى گيرد!!

·         بررسي نحوه استخدام دادستان محترم تهران در دانشگاه آزاد اسلامي از چند منظر قابل توجه است...

·         برخی از متهمین منجمله آقای " ا- ز"  که در سال‌های قبل با خرید سئوال وارد دانشگاه آزاد اسلامی شده و سپس اقدام به فروش سئوالات کرده بودند، مسائل و اعترافاتی را در خصوص فرزند دکتر جاسبی ریاست دانشگاه آزاد اسلامی انجام مي‌دهند. پيرو اين اعترافات بازپرس طباطبایی نژاد طي ابلاغی ... به واحد عملیات دستور مي‌دهد كه با رعایت موازین قانونی آقای ح جاسبی متهم به افشاي سئوالات کنکور را  بدواً احضار و در صورت استنکاف جلب و جهت تفهیم اتهام به مرجع قضايي اعزام دارند. لیکن بازپرس پرونده، جناب آقای طباطبائی نژاد، چند روز  بعد  ... طی فاکسی بعد از وقت اداری از سوی دادستان تهران از شعبه 12 بازپرسی جابجا  و به شعبه دیگری منتقل مي‌گردد !!

·         به فرض اینکه آقای ح جاسبی در افشای سئوالات کنکور دخالتی نداشته باشد، با توجه به اتهامات انتسابی به وی بدون  توجه به ماهیت آنها که البته مدارک آن در پرونده‌هایی که بعد از جابجایی بازپرس طباطبایي‌نژاد مختومه گردیده موجود بوده و هم دادستان تهران و هم بازپرس جديد از آنها مطلع بودند،  آیا بهتر نبود آقای دادستان اجازه می‌داد پرونده ایشان هم مانند سایرین رسیدگی شده و اگر اتهامات انتسابی به وي اثبات نمي‌شد  بطور طبیعی قرار منع تعقیب برای وی صادر میگردید!!

 

 

آنهایی که چاردیواری ای در این تار عنکبوت فضای مجازی دارند می توانند چکیده این نامه را در معرض دید مهمانانشان قرار دهند. این حد اقل کاری است که می شود کرد...

 

به نقل از : وبلاگ"خصوصی نیست!"

 

 

 
+ نوشته شده در  2008/7/19ساعت 16:26  توسط سید ابراهیم  | 

 

یادم می آید چند وقت پیش که یک ناو جدید آمریکایی وارد منطقه خلیج فارس شده بود،  توی روزنامه ها کلی سر و صدا راه افتاد و  ورود این ناو را  نتیجه سیاستهای غلط احمدی نژاد تحلیل کردند و اگر رویشان می شد افکار آقای مصباح یزدی را هم در به وجود آمدن این شرایط دخیل می دانستند!

روزنامه های دوم خردادی، به جای واقع بینی، با تحلیلهای غلط، در دل مردم ترس و دلهره انداختند و به قول یکی از سرانشان، با این کار می خواستند به مردم بقبولانند که شما اشتباه کردید که به احمدی نژاد رأی دادید!

 خلاصه  تحلیل پشت تحلیل که حمله آمریکا به ایران قطعی است! و  چند وقت قبل از آن هم دکتر محسن رضایی، در یک برنامه زنده تلویزیونی، خیلی صریح گفت که آمریکا تا یک ماه دیگه حتما به ایران حمله میکنه! حتی خوب به یاد دارم که دو هفته بعد از این صحبت، در  یک برنامه دیگر، باز خبرنگار در همین مورد از محسن رضایی  پرسید:  هنوز سر حرفتون هستید؟! ایشان هم کم نیاوردند و گفتند: بله! هنوز دو هفته دیگر مانده است!

اما امروز در خبرها آمده بود که با آغاز رزمایش دريايي سپاه پاسداران، با شركت حجم انبوه شناورهاي موشكي و اژدر افكن، قايق‌هاي تندرو و آزمایش نسل جدید موشکهای شهاب3  ، سخنگوی اولمرت اعلام کرد که : اسرائيل هيچ تمايلي به درگيري با ايران ندارد  و قيمت نفت نزديك به دو دلار در هر بشكه افزايش يافت و آخرين ناو هواپيمابر آمريكا  هم از خليج‌فارس خارج شد .

 

 

اما امروز واقعا جای آقای محسن رضایی و روزنامه های نامرد دوم خردادی خالی است که به تحلیل این قضیه بنشینند و  علت خروج ناو آبراهام لینکن را تحلیل کنند! گذر زمان معلم بسیار خوبی است و فرزندان ما در تاریخ خواهند خواند که چه کسانی به این کشور خدمت کردند و چه کسانی هم در راستای منافع خودشان، حاضر به چشم پوشیدن از منافع انقلاب شدند.

درود بر غیور مردان سپاه اسلام و ارتش حزب الله که مایه فخر و مباهات انقلاب اسلامی اند. آمریکا و اسرائیل خوب فهمیده اند که وقتی نوچه های ایران در لبنان، 33 روز نفس ارتش شیطان را بریدند و همین روزها هم ، با خفت و خواری، مجبورند اسرای لبنانی را مبادله کنند، دیگر درافتادن با ارتش حزب الله و سپاه قدرتمند، چیزی جز نابودی پادگان شیشه ای اسرائبل را به همراه نخواهد داشت. والله ان اسرائیل، اوهن من بیت العنکبوت!

 

امام روح الله:

 " و دنيا اگر خودش را آماده بحران نفت و به هم خوردن همه معادلات اقتصادى و تجارى و صنعتى کرده است، ما هم آماده ايم و کمربندها را محکم بسته ايم و همه چيز براى عمليات آماده است."

 

" جهان با همراهى نظام جمهورى اسلامى ايران عزم خود را جزم کنند تا دندانهاى آمريکا را در دهانش خرد کنند و نظاره گر شکوفايى گل آزادى و توحيد و امامت جهان نبى اکرم باشند."

 

صحيفه نور، جلد ۲۰ ، صفحه ۱۷۲ (۶ مرداد ۱۳۶۶)

 

(با تشکر از خبرنگار مسلمان به خاطر لینکها)

 

لینکهای مرتبط:

* رزمايش موشكي و دريايي سپاه پاسداران آغاز شد

* فرمانده نيروي دريايي سپاه: حجم انبوه موشك‌ها و شناورهاي سپاه آماده مأموريت مستقيم در تنگه هرمز هستند

* شليك موفق نسل جديد موشك شهاب 3 در خليج فارس

* 9 موشك دوربرد سپاه با موفقيت شليك شد

* آخرين ناو هواپيمابر آمريكا از خليج‌فارس خارج شد

* فرمانده نيروي هوايي سپاه: دست سپاه روي ماشه شليك انبوه موشك‌ها به هر متجاوز است

* سردار صفاري: آمادگي نيروي دريايي سپاه براي مأموريت مستقيم و فراگير در خليج‌فارس

* آزمايش موفقيت‌آميز موشكي ايران در صدر اخبار رسانه‌هاي منطقه

* وزير دفاع در گفتگو با فارس: قدرت موشكي ايران سرعت عمل و هدفگيري هوشمندانه‌اي دارد

* خبرگزاري فرانسه: ايران يك فروند موشك دوربرد شهاب 3 را آزمايش كرد

* واكنش نامزد جمهوري‌خواه آمريكا به‌ رزمايش‌ موشكي ايران

* واكنش كاخ سفيد به آزمايش موشكي ايران

* بازتاب آزمايش موشكي ايران در رسانه‌هاي غربي

* رايس: آزمايش موشكي ايران نشان داد تهران تهديد خيالي نيست

* آلمان مدعي شد پاسخ موشكي ايران به "حسن نيت" غرب موجب تأسف است!

* واكنش سخنگوي اولمرت به آزمايش موشكي ايران: اسرائيل هيچ تمايلي به درگيري با ايران ندارد

* جانشين فرمانده كل سپاه: رزمايش موشكي سپاه مظهر مقابله سريع و قاطع با حملات احتمالي است

* با رزمايش موشكي ايران قيمت نفت 2 دلار بالا رفت

 
+ نوشته شده در  2008/7/9ساعت 20:29  توسط سید ابراهیم  | 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

و اذا لقوالذين ءامنوا قالوا امنّا و اذا خلوا الي شياطينهم قالوا انّا معكم انّما نحن مستهزءون

 

عجب نيست كه در بحبوحه هجمات فرهنگي به بنيادهاي اسلام ناب محمدي از طرف استكبار و دشمنان قسم خورده ي انقلاب، در داخل مرزهاي ايران اسلامي نيز حنجره هايي تيغ فحاشي و انكار بر روي فرزندان حقيقي روح الله بركشند؛ اين آئين تاريخ است كه مدعيان را بيازمايد و سره از ناسره باز شناسد.

كساني كه صرف همراهي جسماني با خميني كبير، آنان را در زمره مدعيان دروغين انقلاب گمارده بدانند انديشه امام امت نه آنچنان محفوف در پيچيدگي هاي تاريخي است كه نياز به تفسيرهاي منحرفشان داشته باشد و نه آنان تا بحال نشاني از آرمان و دغدغه ي آن يگانه ي دوران داشته اند كه براي جوانان امروز مغتنم باشند.

 

آقاي محتشمي كه مع الاسف ملبس به لباس روحانيت ايد!

اكنون كه نزديك به بيست سال از رحلت جانگداز امام بزرگمان مي گذرد، هيچ گاه از شما نه سخني شنيده ايم كه بوي شميم خميني دهد و نه خطي خوانده ايم كه اثر ملكوتي او را در دل و جان زنده كند. عجيب است نه آنگاه كه هم بزمانتان خميني را پيوسته به موزه تاريخ مي دانستند خروشيديد ونه آنگاه كه رفقاي حزبي تان فقه را پست ترين علوم خواندند، برآشفتيد. آيا در آن گاه دردناك هيچ احساس خطري براي انديشه امام، غيرت انقلابي تان را برنيانگيخت؟!

 

آقاي محتشمي!

خاطره ي تاريخي فرزندان جوان روح الله آنقدر شفاف هست كه سكوت هاي مداوم شما را در برابر تاراج آرمان هاي امام و انقلاب برشمرد.

 

آقاي محتشمي!

لحن شما آكنده از عصبانيت جاه طلبانه است. چه چيز را از شما گرفته اند كه اكنون اينگونه فرياد مي زنيد؟ اكنون كه رهبر معظم انقلاب اسلامي دولت و رئيس جمهور را اصولگراترين دولت پس از انقلاب خوانده اند و در فقدان علمايي چون استاد شهيد مطهري و علامه طباطبايي، جوانان را به سمت شخصيت هاي درخشاني چون حضرت آيت الله مصباح هدايت كرده اند و شعارهاي انقلاب را زنده تر از گذشته دانسته اند و جهان را تحت تأثير آنها دانسته اند، شما را كدام انحراف از انديشه هاي امام برآشفته است؟ عجيب نيست، جز شما كسان بسياري به فغان آمده اند. همان ها كه از ابتدا ناله هاي خود را در سينه پنهان داشته بودند.

 

آقاي محتشمي!

فرمايش بلند مقام معظم رهبري در سالروز عروج ملكوتي امام راحلمان را:به شما يادآوري ميكنم: «فمن نكث فانّما ينكث على نفسه». آن كسانى كه از راه انقلاب برگردند، مثل كسانى هستند كه در تابستان روزه گرفته‏اند و تا اواخر روز، روزه را حفظ ميكنند، اما يك ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام ميشود؛ افطار ميكنند. اين مثل همان كسى است كه از اولِ روز، روزه نگرفته است.»

 

آقاي محتشمي!

شما روزه خود را شكسته ايد و بارديگر تاريخ انقلاب را سرافكنده يك ريزش ديگر كرده ايد. شما را نصيحت مي كنيم كه به خود آييد و اگر حاضر نيستيد برسر ماجراجوييهاي سياسي كوناه بياييد لااقل از دنياي خود بترسيد كه فرزندان روح الله هشيارتر از گذشته –به لطف و تائيدات خداوند متعال- حافظ انقلاب و آرمان هاي خميني كبير (ره) است.

 

انجمن وبلاگ نويسان فرزندان روح الله

 

 پی افزود:

محتشمی: تفاوتی بین فرقه مصباحیه و طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد!

محتشمي: من خاتمي را هم قبول ندارم!

سخنگوی جامعه روحانیت :حمله به آیت‌الله مصباح بخاطر افشای لیبرال‌ها مسبوق به سابقه است

حجت الاسلام رحیمیان : بودجه ويژه امام براي مؤسسه آيت‌الله مصباح، امام به آقاي مصباح اطمينان کامل داشت

آیت الله سید احمدخاتمی:آیت الله مصباح ؛ چهره ای مخلص، زاهد و ناشناخته

نماینده ولی فقیه در سپاه: آيت‌الله مصباح از نزديك‌ترين مجاهدان به انديشه امام هستند 

چرا از مصباح مي‌هراسند؟

رويارويي مصباح با اسلام امريكايي- حجتيه اي

 آیت‌الله مصباح هستی خود را وقف دین و انقلاب کرده است

حجت الاسلام دکتر خسروپناه: در دفاع از مصباح حريم ولايت

+ نوشته شده در  2008/6/9ساعت 13:21  توسط سید ابراهیم  | 

فردا (14 می) روزی است که عربها آن را "یوم النکبة" می دانند و انصافا هم روز نکبت است.در مورد اشغال فلسطین و تأسیس کشور جعلی اسرائیل زیاد شنیده اید و خوانده اید. در این نوشته می خواهم اشاره کوتاهی بکنم به نفوذ شرکتهای حامی صهیونیزم در بیشتر کشورها، خصوصا کشور ایران.

شاید شما هم در مورد استفاده از کالاهایی مثل  نوشابه های کوکا کولا و فانتا، گوشی های موتورولا و نوکیا، محصولات نستله و حتی همین سی پی یوی اینتل خودمان! شنیده باشید. چند سالی است که بین وبلاگ نویسان مذهبی، شبهاتی در مورد استفاده از محصولاتی که طرف قرار داد با صهیونیستها هستند، ایجاد شده و بحثهای جدیّی در این مورد صورت گرفته است.

دیروز به همت دانشجویان حامی قدس، همایش تحریم شرکتهای حامی اسرائیل برگزار شد. ظاهرا یکی از دلایل تبلیغات ضعیف برای این مراسم، ترس از مخالفتهای بنیاد شهید و آستان قدس بوده که متاسفانه نمایندگی نستله و کوکاکولا را در ایران دارند و سالانه مبلغی را به عنوان حق لیسانس به این شرکتها واریز می کنند.

به شخصه معتقدم استفاده از گوشیهای سونی اریکسون و سامسونگ و ... به جای نوکیا و موتورولا، و یا استفاده از پردازنده ای.ام.دی به جای اینتل، هیچ مشکلی برای ما ایجاد نمی کند! تفاوت کیفیتها زیاد نیست و ارزش این را دارد که در راستای آرمانهایمان، ما هم به نهضت تحریم این کالاها بپیوندیم.

 هر چند شروع این حرکت تحریم را کار بسیار خوب و مفیدی می دانم، ولی اثر گذاری جدی آن وقتی است که وارد کننده های اصلی این کالاها به کشور، از ورود آنها خودداری کرده و برای آنها جایگزین دیگری پیدا کنند.

فرض کنید سالانه یک میلیون گوشی نوکیا وارد کشور شود، و تحریم هم فقط در سطح مطالبات دانشجویی باقی بماند، تنها اثر این نوع تحریم، فقط استفاده نکردن یک عده خاص از این نوع گوشی ها است؛ و همچنان فروش این شرکت در ایران ادامه داشته و تحریمهای یک قشر خاص، هیچ تأثیری بر وضعیت اقتصادی چنین شرکتهایی نخواهد داشت.

به نظر من دولت و مجلس نمی توانند در مقابل این موضوع مهم بی تفاوت باشند، با توجه به مشی انقلابی دولت و مجلس، باید به این سمت پیش برویم که بر افکار نمایندگان مجلس و مسئولین تأثیرگذار باشیم و آنها با تصویب قوانین جدید، از فعالیت شرکتهای حامی صهیونیزم در ایران جلوگیری کرده و اجازه ندهند که ایران به عنوان بازار مصرفی پرسود، برای چنین شرکتهایی باشد.

از همه این مسائل که بگذریم، بحث حکم شرعی استفاده از کالاهای چنین شرکتهایی است که برای روشن تر شدن آن، به متن دو استفتاء از مقام معظم رهبری اشاره می کنم:

 

 

س 1351: آيا خريد توليدات شركتهاى يهودى يا امريكايى يا كانادايى با وجود اين احتمال كه شركتهاى مزبور به تقويت دولت اسرائيل مى‏پردازند، جايز است؟

 

ج: اگر خريد و فروش اين توليدات موجب تقويت دولت حقير و غاصب اسرائيل شده و يا در راه دشمنى با اسلام و مسلمين بكار مى‏روند، خريد و فروش آنها براى هيچكس جايز نيست و الاّ اشكال ندارد.

 

 

 

س 1355: خريد و فروش كالاهاى امريكايى چه حكمى دارد و آيا اين حكم شامل همه كشورهاى غربى مثل فرانسه وانگلستان هم مى‏شود؟ و آيا آن حكم مخصوص ايران است و يا در همه كشورها جارى است؟

 

ج: اگر خريد كالاهاى وارداتى از كشورهاى غيراسلامى و استفاده از آنها باعث تقويت دولتهاى كافر و استعمارگر كه دشمن اسلام و مسلمين هستند، شود و يا قدرت مالى آنها را براى هجوم به سرزمين‏هاى اسلامى يا مسلمين در سرتاسر عالم، تقويت نمايد، واجب است كه مسلمانان از خريد و بكارگيرى و استفاده از آنها اجتناب كنند، بدون اينكه فرقى بين كالايى با كالاى ديگر و دولتى با دولت ديگر از دولتهاى كافرى كه دشمن اسلام و مسلمين هستند، وجود داشته باشد و اين حكم هم اختصاصى به مسلمانان ايران ندارد.

 

 

منبع: پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری/ بخش استفتائات / قسمت : تجارت با غیر مسلمانان

 

لینکهای زیر را هم ببینید:

 

-          تولّد شوم(زخم عتیق)

-          تحریم كالاهای صهیونیستی و اسرائیلی(ایلیا)

-          در رمی اين کالاهای جمراتی ما را یاری دهید(مطالبه)

-          با شعار مرگ بر آمریکا، کوکاکولا بنوشیم(مسلم فروم)

-          گروهی از دانشجویان خواهان تعطیلی نمایندگی شرکت نستله در ایران شدند

-          نستله (وکی پیدیا)

-          نوشابه با طعم مرگ

 

+ نوشته شده در  2008/5/13ساعت 13:0  توسط سید ابراهیم  | 

 

یادم می آید اواخر وزارت دکتر مهاجرانی بر وزارت ارشاد، که بحث استیضاح، استعفا و یا برکناری اش داغ بود، یکی از پرونده های مهم و جنجالی قوه قضائیه، پرونده مربوط به سود سپرده های حج بود.بگذارید یک مقدمه کوتاه بگویم و بعد به مطلب اصلی بپردازم.

همانطور که هنوز هم معمول است، افرادی که برای اعزام به سفر زیارتی حج ثبت نام می کنند، مبلغی را به عنوان پیش پرداخت به بانکهای عامل واریز می کنند که سرجمع مبالغ واریز شده برای این امر، به میلیاردها تومان می رسد و بالطبع سود بانکی  این سپرده ها هم رقم بسیار بالایی است. امروزه روند اینگونه است که تا وقتی نوبت اعزام هر زائر فرا برسد، سود سپرده اولیه او، به خودش تعلق می گیرد و از مبلغ هزینه کلی که باید بپردازد کم خواهد شد. اما قبلا اینگونه نبود و سود این سپرده ها به حساب دولت می رفت؛ دقیقا نمی دانم از چه زمانی معمول شد ولی در زمان وزارت آقای مهاجرانی بر ارشاد این گونه بود که، از محل سود همین سپرده ها، ماهیانه مبلغ یک میلیارد تومان، به حساب آقای وزیر واریز می شد که خارج از روند اداری و طبق صلاحدید شخص وزیر، در امور فرهنگی هزینه شود(1).الان در مقام رد یا قبول این روند نیستم و فقط می خوام خاطره ای را بیان کنم.

اما اصل مطلب:

آن روزها آقای مهاجرانی پرونده ای داشت به اسم پرونده " سود سپرده های حج " که در کنار بقیه مسائل پیرامون او، این هم یک پرونده مهمی به شمار می رفت و مسئولان قوه قضائیه با جدیت! مشغول بررسی آن بودند و دعوا هم بر سر چگونه مصرف کردن این مبلغ هنگفت بود که طبق همان قانون نانوشته، هزینه کردن این مبلغ، نیازی به حسابرسی های معمول اداری نداشت، همه چیز داشت روند عادی خودش را طی می کرد که یک خبر کوتاه در صفحات میانی یک روزنامه  توجهم را جلب کرد: " برخی اخبار پشت پرده حاکی از این مطلب است که برخی از مسئولان قوه قضائیه گفته اند اگر مهاجرانی استعفا دهد یا از وزارت کنار گذاشته شود، پرونده سود سپرده های حج را پیگیری نخواهند کرد " (نقل به مضمون)

وقتی این خبر را خواندم، منتظر عکس العمل مسئولان بودم که بحمد الله این مطلب توسط یکی از مسئولان قوه قضائیه به شدت تکذیب شد و اعلام شد که ما هیچ گونه معامله ای بر سر این پرونده نخواهیم کرد!(2)

هر چند دیگر خبری از این پرونده در مطبوعات ندیدم، اما یادم هم نمی آید که دیگر بحثی از پرونده سود سپرده های حج به میان آمده باشد!

بگذارید یادآوری کنم آن روزی را که جناب مهدی نصیری، روزنامه نگار مشهور دهه هفتاد که من او را با ماهنامه "صبح" می شناسم و  قدیمی ها او را با کیهان، در چندین شماره پیاپی از ماهنامه صبح ، اسناد و مدارکی دال بر تخلفات وزیر وقت پست و تلگراف و تلفن، آقای مهندس غرضی منتشر کرد. وقتی کم کم سر و صداها بالا گرفت، آقای غرضی از ماهنامه صبح شکایت کرد و طبق دستور رئیس وقت قوه قضائیه، به پرونده ایشان، خارج از نوبت رسیدگی شد. بعد از برگزاری چندین جلسه دادگاه، وقتی آقای نصیری برای همه ادعاهای خود (که اتهامات سنگینی را به وزیر مربوطه وارد می کرد)، اسنادی محکم و غیر قابل خدشه ارائه کرد، در آخر  امر، قاضی دادگاه حکمی به این مضمون صادر کرد: " آقای نصیری از ارائه اتهام کذب به وزیر پست و تلگراف و تلفن تبرئه شده و فقط به خاطر چاپ یک کاریکاتور، که اهانت به وزیر تلقی می شود، به پرداخت مبلغ پانصد هزار تومان، و یک ماه تعطیلی نشریه محکوم می شوند! "

این حکم یعنی چه؟! آیا  معنایش غیر از این است که همه اتهاماتی که این نشریه به آقای وزیر وارد کرده، مستدل و مستند است و قابل خدشه هم نیست! آیا معنایش این نبود که قوه قضائیه به عنوان مدعی العموم باید علیه وزیر وقت اعلام جرم می کرد و از وزیر مربوطه جواب می خواست!

در اقدام بعدی، ماهنامه صبح شروع به ارائه مدارک و مستنداتی دال بر تخلفات گسترده آقای مهندس زنگنه در وزارت نیرو کرد. چند ماه گذشت و هیچ عکس العملی مشاهده نشد، این بار آقای وزیر نیرو حتی زحمت شکایت کردن را هم به خودش نداد!

یادم می آید یکی از نشریات در همان ایام تیتر زده بود که " مهدی نصیری به سیم آخر زد!! " مهدی نصیری گفته بود: چرا کسی پی گیر این تخلفات نیست! اگر هم من دروغ می گویم چرا کسی از من شکایت نمی کند! چرا ناطق نوری در خانه 400 میلیونی زندگی می کند! چرا ...

و اما امروز، اگر حسین موسویان از اتهامات وارده تبرئه شود، من تعجب نخواهم کرد و خونم هم به جوش نخواهد آمد! باور کنید حتی اگر به عنوان قهرمان هسته ای هم مطرح شود و مجسمه اش را جلوی درب ورودی مجمع تشخیص مصلحت نظام و در ورودیهای مجتمع " یو.سی.اف " اصفهان و مجتمع غنی سازی نطنز نصب کنند ، باز هم اعتراضی ندارم!

به من اصلا مربوط نیست که آقایان مهاجرانی، مهندس غرضی، مهندس زنگنه و الان هم جناب موسویان، وزرا و نیروهای چه کسی بودند، برایم هم مهم نیست که چرا اینها مصون از هر گونه جوابگویی هستند، آنچه برایم مهم است این است که من از نسل سوم هستم، دغدغه ام این است که روی اصول انقلاب حرکت کنم، منشور من صحیفه نور حضرت روح الله است. همین را می دانم که وقتی روز عمل من شد، نه سابقه انقلابی گری برایم مهم است و نه زندان رفتن و نه القاب و  پسوندها و پیشوندهای دهان پرکن افراد. خمینی کبیر به من یاد داد که این انقلاب به هیچ شخصی وابسته نیست، یعنی این انقلاب یک خیمه نیست که ستون داشته باشد، اگر هم ستونی بخواهم برایش متصور باشم، شخصی جز نائب امام معصوم(ع) را لایق آن نمی دانم! برای من افراد مهم نیستند، مهم پرچم عزتی است که حضرت روح الله برافراشت، و علم خمینی بر زمین نمی ماند، مگر ما مرده ایم!

 

پی افزود:

(1). حتما یادتان هست که وقتی روزنامه تازه تأسیس و پرهزینه ای مثل جامعه تعطیل شد و هنوز زمانی نگذشته، روزنامه نشاط و توس و فتح ... جایگزین آن می شد. فکر کنم تعطیلی یک روزنامه که شریان حیاتی اش به فروش روزانه و تیراژ بالایش بند است،  ضرر مالی زیادی بر مسئولان آن وارد می کند و مدت زیادی طول می کشد تا دوباره سر پا شوند. اما خدا خیر بدهد حجاج بیت الله الحرام را با  سپرده هایشان !

 

(2). شاید هم معامله ای با لفظ بعت و اشتریت صورت نگرفته باشد، اما بیع معاطاتی هم بیع است!(ر.ک:مکاسب شیخ انصاری، کتاب البیع)!

 

 

 
+ نوشته شده در  2007/11/27ساعت 23:33  توسط سید ابراهیم  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

امروز سوم تير است،

 دومين سالگرد انتخاب بزرگ مردم ايران

 زنده باد احمدی نژاد، زنده باد مردم ايران!

 

 

 

- امروز  رسانه ها در جهت غفلت مردم کار می کنند نه آگاهی بخشی! هر شخصی که یک تریبونی به نام رسانه دارد،( چه روزنامه، چه وبلاگ و سایت... ) سعی در القاء نظر شخصی خودش به جای حقیقت دارد. امروز دیگر حقیقت یک امر مشخص و متفق علیه نیست! حقیقت یعنی آن چیزی که ما می گوئیم و حق هم آن چیزی است که ما طرفدار آن هستیم!

 

-  چه خوب است این روزها، سری به آرشیو روزنامه های 2 سال پیش بزنیم؛ یادم می آید در بیشتر نظر سنجی های ادعایی روزنامه ها، اصلا اسمی از احمدی نژاد نبود. یعنی اصلاً او را جزو کاندیداها حساب نمی کردند. نظر سنجی های روزنامه "جمهوری اسلامی" حکایت از محبوبیت روز افزون هاشمی رفسنجانی داشت، روزنامه های جناح راست هم یا  لاریجانی را در صدر می دانستند یا قالی باف را. آن روزها گذشت و تاریخ، آن را به خوبی به ذهن خواهد سپرد.

 اما امروز هم چقدر این استراتژی "دروغ گویی"، دقیق و کار راه انداز است. می گویند:" آنقدر یک دروغ را تکرار کن، تا همه باور کنند!"، بیشتر ماها هم  مثل اینکه در درون خودمان به این قضیه باور داریم که:"تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها!" باید آنقدر از معایب احمدی نژاد گفت که مردم فکر کنند "حتما پشت پرده چیزهایی هست که ما  نمی دانیم و نمی فهمیم! "،" حتما فلانی که یک کلاس بیشتر درس خوانده و دانشجوست، واقعا احساس نا امنی می کند و من به خاطر ضعف بینشم این احساس را ندارم!" ...

باید آنقدر از مشکلات اقتصادی دولت احمدی نژاد گفت، و آنقدر با تحلیلها و مقاله هایشان بگویند که :" نا امنی اقتصادی که موضع گیری های شخصی احمدی نژاد آن را ایجاد کرده، باعث شده که سرمایه های خارجی فرار کنند"، هر چند که همان کارشناسان و آمارگیران سالهای گذشته بگویند:" سرمایه گذاری خارجی در سال 85 نسبت به سال 83 بیش از سه برابر شده است "،  اما آنها راست می ایستند و می گویند: دروغ است! بانک جهانی که سالهای گذشته برای استناد به عملکرد دولتهای سازندگی و اصلاحات به آمارهایش استناد می کردند، وقتی در گزارش اقتصاد ایران،  15 عملکرد مثبت اقتصادی دولت نهم را بر می شمارد و اقتصاد ایران را رو به رشد اعلام میکند ، باید آن گزارش را خیلی جدی تلقی نکنند و سریع چند نفر به اسم " اقتصاد دان" نامه ای سرگشاده به رئیس جمهور بنویسند و نسبت به اوضاع نابسامان و بحرانی اقتصاد ایران، اعلام خطر کنند، تا روزنامه های روشنگر! بتوانند تا چند روز خوراک خوبی برای تخریب دولت و پوشاندن گزارشهای مثبت عملکرد دولت داشته باشند!

آری روزنامه جمهوری اسلامی و اعتماد ملی راست می گویند، اما رئیس جمهور در تلویزیون و جلوی چشم مردم همه دنیا خالی می بندد و اوضاع را خوب جلوه می دهد! اینجا هم آنها اصل هستند و آنچه آنها می گویند ، حقیقت دارد و حق همیشه با آنهاست!

یادم می آید زمان انتخابات، وقتی به "قد و قواره" احمدی نژاد گیر می دادند و آن یکی می گفت او بچه است و برای ریاست جمهوری باید "شیخوخیت" داشته باشی!...، با آن نوع عملکرد مخالفان احمدی نژاد که شمشیر را از رو بسته بودند و با توسل به هر ابزاری می خواستند او را از میدان به در کنند، با خودم میگفتم اگر احمدی نژاد یک برگ تخلف مالی و یا مشکل عقیدتی و عملکردی داشت،برای افشای آن و ایجاد یک جنجال تبلیغاتی بزرگ، یک ساعت هم درنگ نمیکردند!

 امروز وقتی خاتمی می گوید دولت او با برنامه ترین دولتهای بعد از انقلاب بوده، لابد راست می گوید. وقتی آقا محسن رضائی می گوید احمدی نژاد نیروی دست چندم آنها بوده و ... او هم راست می گوید. اصلا همه مخالفین احمدی نژاد   راست می گویند!!

اینکه خاتمی با دختران اجنبی دست بدهد و با آرامش در کنار خبرنگاری با آن وضع پوشش بنشیند، خیلی مهم نیست، مهم این است وقتی یکی از مسئولین دولت احمدی نژاد در یک مجلسی بوده باشد که در آن یک آوازه خوان مشغول آواز بوده، باید او را تکفیر کرد و خواستار استعفای او شد، ولی دست دادن  خاتمی با زن اجنبی، هیچ مشکلی ندارد.

برادر افروغ! و برادر ابوطالب!،  آیا شما هم مثل آقای خاتمی مدعی هستید که این فیلم ساختگی است، که به آن عکس العمل نشان نمی دهید! آنوقت ما نباید در نیت شما در مقابله با عملکرد سوء مسئولین شک کنیم!چطور "بائک تجر و بائی لا تجر!"

اینها مهم نیست، بلکه مهم این است که دفتر آقای خاتمی توجیه کنند این کار را، فلان شیخ مفتی اصلاحات، خواستار عوض شدن حکم دست دادن با نامحرم شود و خود آقای خاتمی هم به شعور مخاطب توهین کند و  اصل قضیه را تکذیب کند و بگوید این فیلم مونتاژ است! هیچ کدام از اینها هم منافاتی با این ندارد که او رئیس جمهوری باشد برای تمام فصول! او همیشه هم آدمی فرهیخته و روشن فکر باشد.

اما اگر احمدی نژاد بگوید: وقتی سخنرانی ام تمام شد، یک شخصی به من گفت: آقای احمدی نژاد وقتی شما سخنرانی می کردی من احساس کردم که هاله ای از نور از تو محافظت می کرد، باید این جمله را بر سر او هوار کنیم، او را له کنیم. عقایدش را خرافی بدانیم.

یادم می آید اوایل ریاست جمهوری آقای خاتمی، وقتی برای دیدار علما به قم آمده بود، پیش آیت الله جوادی آملی، وقتی می خواسته آقای ابطحی، رئیس دفتر خودش را، معرفی کند، گفت: ایشان فرزند آقای ابطحی هستند که پدرشان هم خدمت امام زمان می رسند! آقای جوادی آملی هم پاسخ داده بودند که : "بفرمایید که امام زمان خدمت پدر ایشان میرسند!" باز هم اینها مهم نیست، چون خرافه نیست و منافاتی با فرهیختگی خاتمی ندارد، مهم این است که وقتی  احمدی نژاد دعای فرج می خواند و از امام زمان و ظهور او حرف میزند، او را حجتیه ای بدانیم. و هر کس را از او حمایت می کند، زیرابش را بزنیم! حتی اگر عالمی بزرگ مثل آیت الله مصباح یزدی باشد! فلان جوانکی که شاید صدای مصباح را هم نشنیده باشد و یک خط از کتابهایش را هم نخوانده، چنان از او بد می گوید که آدم به فهم خودش هم شک میکند!! راستی شاید او عمق انحراف  مصباح را در تفکرات فلسفی و سیاسی اش دریافته ولی من نمیفهمم!!

 مهم نیست که آن جوانک آخوند زاده، که با پول بیت المال، خبر گزاری راه انداخته حتی از گفتن آیت الله به آقای مصباح پرهیز کند، بلکه مهم این است که هاشمی رفسنجانی را آیت الله بنامد.

مهم این است که به نوع خندیدن احمدی نژاد، به کفش پوشیدنش، کت و شلوارش و... گیر بدهند و عکسهایش را برای تمسخر، در وبلاگها و سایتهایشان قرار دهند و با انتقاد و تمسخر احمدی نژاد، به جمع روشنفکران و آنهایی که پشت پرده را می بینند، بپیوندند! تنها دلیلش هم این است که از احمدی نژاد خوششان نمی آید!

اما امروز، چه مخالفان خوششان بیاید و چه نیاید، احمدی نژاد رئیس جمهور محبوب مردم ایران است. دو سال دیگر را هم حتما رئیس جمهور باقی می ماند! من به مخالفان احمدی نژاد توصیه میکنم که آن پلاگین فایر فاکس را که بعضی از متفکران و روشن فکران عرصه سایبر،روی مرورگرشان نصب کرده اند، تا روزشمار پایان دولت احمدی نژاد را به آنها اعلام کند، آنها هم امتحان کنند، می گویند برای خوشحالی و ... چیز خوبی است! و باعث می شود که شما هم در زمره روشنفکران عرصه مبارزه با تحجر و انجمن حجتیه به حساب آیید! این کار ممکن است برای آینده سیاسی تان هم خوب باشد!

اما برای انتخابات دهم، معتقدم نه هاشمی خطر جدیی است و نه اصلاح طلبان، بلکه خطر اصلی را تقابل قالی باف با دولت احمدی نژاد می دانم. قالی باف از متن نیروهای انقلابی و حزب اللهی ست (ولو از نوع رضا خانی اش!) او نه با اصل نظام مشکلی دارد و نه در قبول ولایت او شک داریم( هر چند ولایتمداری اش قابل نقد باشد!) به نظر من آن چیزی که خطر اصلی است، برادر کشی ناشی از قدرت طلبی است.

همان آقایی که در زمان تبلیغات انتخاباتی و نظر سنجی های معروف، شعار " صالح مقبول بهتر از اصلح نا مقبول است" را تبلیغ می کرد، و حتی برای جا انداختن این شعار، متوسل به استفتاء از برخی از مراجع تقلید شده بود، یادش رفت که در 27 خرداد، مردم نظر واقعی خود را در رأیشان به احمدی نژاد ابراز کردند.

رأی مردم به احمدی نژاد در دور اول انتخابات، بهترین و دقیق ترین نظر سنجی یی بود که اصولگرایانِ مدعیِ مقبولیت می توانستند آن را مبنای عمل خود قرار دهند ولی: خوش بود گر محک تجربه آید به میـان، تا سیه روی شود هر که در او غش باشد!

اما آنهایی که نظریه صالح مقبول را ترویج می کردند، رأی مردم را بر نتافتند و پشت پرده تلاش کردند تا از روزنه های باقی مانده، با چنگ و دندان و متوسل شدن به هر راهی، ردای خدمت را به تن بپوشند! دیدارهای دو گانه قالی باف با هاشمی رفسنجانی، که ابتدا توسط خود او تکذیب شد، ولی بلافاصله توسط فرزندان هاشمی تایید شد، و پیشنهاد کنار کشیدن هاشمی و کروبی توسط قالی باف، و رویا رویی قالی باف با احمدی نژاد، آخرین تیر خشاب قالی باف بود!

همه اینها به کنار، من به نامه معروف کروبی به رهبری و ادعاهای مضحکش فقط خندیدم، بدو بیراه گفتنهای اصلاح طلبان به یکدیگر و تقصیر این ناکامی بزرگ را به گردن همدیگر انداختن هم طبیعی بود، اما آن اتفاقی که برایم غیر منتظره بود و غیر قابل باور، بیانه رسمی قالی باف برای دور دوم انتخابات بود.خصوصا اون جمله ای که از حضرت روح الله علیه السلام نقل کرده بود. کلمة حق ٍ یراد  بها الباطل!!

امیدوارم سردار عزیز جناب حاج باقر، برای آن بیانه اش جواب قانع کننده ای برای دوستانش و همرزمان شهیدش و حضرت روح الله، داشته باشد.

والسلام علی من التبع الهدی

 

 

 
+ نوشته شده در  2007/6/24ساعت 0:53  توسط سید ابراهیم  | 

 

باسمه تعالي شأنه العزيز

با سلام
در خصوص مفهوم نفس الامری ولایت در اصطلاح « ولایت فقیه» سوالاتی به ذهن متبادر می شود که پردازندگان به این بحث می بایست به تحلیل همه جانبه آن بپردازند.
آیا مفهوم ولایت که در معرفت شهودی از آن سخن رفته و به عنوان مهمترین دریافت عارفان و حکیمان متاله از آن یاد می شود با ولایت فقه در فلسفه سیاسی از نوع اشتراک لفظی است و یا مشترک معنوی محسوب می شوند؟

بر همین اساس آیا ولایت در دوره غیبت امام دارای کثرت است که سالک به اقتضای عقل کلی در مشهد او حاضر می شود ویا منظور از این ولایت قراردادی است بین مردم و حاکم برای امر حکومت بر اساس مفاهیم کلی دین «ظاهر شریعت» ؟ نوع نگاه معرفتی به ولایت ، شناخت آن را نیز تحت تاثیر قرار می دهد به گونه ای که آیا در شناخت وی مراتب استدلال و شهود نقش ایفا می نمایند و یا عقل جمعی بر اساس منابع مشخص به این انتخاب مبادرت می ورزد؟ و سوالاتی در این زمینه
با تشکر
سید یاسر حسن پور

...............................................

بسم الله

با سلام خدمت استاد عزیز جناب آقای حسن پور

سوالاتی که مطرح نموده اید، جوابهایی طولانی می طلبد که بعد از بحث از اساس حکومت در اسلام ، حاکمیت سیاسی معصومان و ولایت در زمان غیبت به آن اشاره ای خواهد شد.ولی به طور مختصر باید بگویم که آن ولایتی که در عرفان از آن بحث می شود،با این ولایتی که اینجا مطرح شده است، متفاوت است. همانطور که استحضار دارید، ائمه اطهار علیهم السلام دارای ابعاد وجودی مختلفی بوده اند،که یکی از آنها حاکیت سیاسی و یکی دیگر هم ولایت بر نفوس و راهبری آنها به مقصد است. در اینجا وقتی ما از ولایت فقیه بحث می کنیم، منظور نیابت یک فقیه جامع الشرایط ازامام معصوم، در زمان غیبت است، آن هم فقط در جنبه حاکمیت سیاسی بر جامعه.  و این عدم ظهور امام معصوم، دلیلی بر عدم حضورش نیست و همو قطب عالم امکان است و راهبر عارفان ...

هر چند که از نوع برداشت و نگرش عرفا و برخی از حکما از ولایت هم سوالاتی به ذهن متبادر میشود که مجال بحث آن نیست و اینجا هم مقام سوال از آنها نیست!
+ نوشته شده در  2007/5/5ساعت 13:22  توسط سید ابراهیم  | 

 

من هم با نظر دانشجوياني كه فرياد زدند « مرگ بر ديكتاتور » موافقم . آري احمدي نژاد ديكتاتور است . تمام حرفهايش ، بوي فاشيسم مي دهد . احمدي نژاد ديكتاتور است ، چون همه شايعاتي كه درباره اش ساخته بودند ، درست از آب درآمده . مي گفتند اگر او بيايد ، پياده روها دوطرفه مي شود و شد . مي گفتند اگر او رأي بياورد ، كلاسهاي درس دانشگاه را برزنت مي كشد و كشيد . ميگفتند اسم سمند را به ذوالجناح تغيير مي دهد و داد . ديگر منتظر چه چيزي هستيد آيا همينها براي اثبات ديكتاتوري او كافي نيست . آيا منتظر اين هستيد كه يكباره شمشيري به دست بگيرد و دستور دهد همه مخالفانش بايد اعدام شوند ؟ آيا منتظر اين هستيد كه در انتخابات شوراها تقلب كنند و تمام حاميان رييس جمهور را برنده انتخابات اعلام كنند ؟

من تعجب مي كنم چرا با وجود اينكه همه ملت اين را مي دانند كه احمدي نژاد ديكتاتور است باز هم او را دوست دارند؟ چرا مثل دانشجويان فهيم و آگاه ما ، او را هو نمي كنند؟ چرا عكسش را آتش نمي زنند ؟ چرا نارنجك صوتي جلوي جايگاه سخنرانيش پرت نمي كنند ؟ چرا كفش و كيف و ناخنگير به سمت او پرتاب نمي كنند ؟ عجب ملتي !

يادتان مي آيد . شبهايي كه نماينده هاي كانديداهاي رياست جمهوري با هم مناظره مي كردند ؟ نماينده آقاي هاشمي چقدر خون دل خورد تا به اين ملت بگويد ، بابا جان اين آقاي احمدي نژاد به درد رياست جمهوري نمي خورد . اصلا تيپ و قيلافه اش به اين حرفها نمي خورد .

 بنده خدا ، آقاي كروبي بعد از بيست و پنج سال تكيه زدن بر تمام كرسي هاي تصميم گيري اين مملكت ، تازه به فكرش رسيده بود كه مي توان ماهيانه به هر ايراني 50 هزار تومان داد ، اما ....

راستي . آقاي معين داشت يادم مي رفت . نماينده جنبش اصلاحات و دانشجويان آگاه ! نزديك بود كه ريشه هرچي شوراي نگهبان و صدا و سيما و نيروي انتظامي و قوه قضاييه و  وزارت اطلاعات و سپاه و بسيج و .... را بزند و ما را نجات دهد ... بنده خدا يك كمي غافلگير شد . او اگر مي دانست كه  شعارهاي تند و تيزش از تلويزيون پخش خواهد شد ، حرفهاي بيشتري براي گفتن داشت ...

اما احمدي نژاد . بعد از مدتها تماشاي سريالهاي تكراري و ديدن چهره هايي كه روزي هزار بار انها را در همه بخشهاي خبري همه شبكه هاي تلويزيون مي ديديم ، مردي آمد كه چهره اش ، نوع حرف زدنش ، لباس پوشيدنش ، با بقيه فرق داشت ،خودش را بالاتر از بقيه افراد جامعه نمي دانست و ... 

خلاصه كنم . من احمدي نژاد را دوست دارم . نه به خاطر اينكه قرار بود پول نفت را سر سفرهايمان بياورد ، نه بخاطر اينكه قرار بود با فقر و فساد و بي عدالتي مبارزه كند و ...

وبلاگ؛ آهستان؛
+ نوشته شده در  2007/4/23ساعت 15:53  توسط سید ابراهیم  | 

 

یکی از دوستان عزیز یه سوالی پرسیده بود در مورد"ضرورت ولایت برای فقیه" و اینکه چه لزومی داره که یک "فقیه" بر مسند حکومت بشینه و در رأس حاکمیت باشه؟! من هم چیزایی که به ذهنم اومد رو توی چند قسمت مینویسم، امیدوارم با همفکری بقیه بتونیم به نتیجه خوبی برسیم.

 

 به عنوان مقدمه:

ارسطو یه جمله ای داره که میگه" الانسان مدنی بالطبع" یعنی طبع و سرشت انسان اجتماعیه و ذاتش تمایل به زندگی اجتماعی و گروهی داره. تجربه تاریخی هم همین رو نشون داده.در بین نظریه پردازان غربی نظریه"جان لاک" و " توماس هابز" دو نظریه معروفه که در مقابل هم هستن(قرارداد گرایان) .

 هابز میگه: انسان گرگ انسانه، سرشت بدی داره و درنده خوست! و چون انسانها دنبال امنیت میگردن، وارد یه قرار داد اجتماعی با هم میشن.پس جامعه ، یعنی تک تک افرادی که چون دنبال امنیت هستند، با هم قرار داد می بندند! یه قرار دادی که به نفع همه باشه تا امنیت ایجاد بشه. در اینجا قرار داد به نفع طرفین نیست، بلکه به نفع شخص ثالثه. یعنی همه افراد حقوقشون رو  به شخص ثالثی واگذار می کنن که این شخص ثالث یک دولت بزرگه که همه قدرتها در دست اونه. این نظریه به نام نظریه " لویاتان " معروفه.

 در مقابل این نظریه، " جان لاک " میگه: انسانها نیک سرشت هستند و ذاتشون به نیکی امر میکنه و قرار داد فی مابین انسانها، برای امنیت نیست، بلکه برای ارتقای رفاه و رسیدن به اهدافی است که دارند. و قرار داد هم به نفع شخص ثالث نیست، بلکه بین خود افراده و بعضی از مردم به نمایندگی از بقیه، کارها رو انجام میدن. یه حکومت بسیار مشروط و نوبتی و به اصطلاح دموکراتیک!

ظاهرا دموکراسی امروزی غرب، خصوصا انقلاب آمریکا، بر اساس نظریات جان لاک شکل گرفته.

اگه دقت کنیم، میبینیم که  این دو نظریه، مبتنی بر انسان شناسی طراحی شده. اما در اسلام نظریه حکومت و تشکیل دولت، با کمک وحی طراحی شده و بسیار مترقی تر و عادلانه تر از این نظریه های دیگه است! این فقط یه ادعا نیست، بلکه اگه همه جوانب قضیه تبیین بشه، صحت این نظر معلوم میشه.

 در قسمت بعدی سعی میکنیم اشاره ای به مبانی حکومت و دولت در اسلام داشته باشیم.
+ نوشته شده در  2007/4/17ساعت 10:24  توسط سید ابراهیم  | 

بسم الله

یکی از عزیزان یه سوالی پرسیده بود در مورد مجلس خبرگان و چیستی و چرائی وجودش. به زبون ساده،  یه جواب مختصری نوشتم براش که فکر کنم خوندنش برای بقیه هم مفید باشه. اگه سوالی یا شبهه ای در ذهنتون مطرح بود، حتما بپرسید، اگه بلد بودم که جواب میدم، وگرنه فرصت خوبیه که برم سراغ مطالعه و تحقیق و  خودم هم بیشتر بفهمم.

در نظریه های دولت در فقه شیعه، حدود 9 نظریه در مورد حکومت در زمان غیبت وجود داره که طبق نظر حضرت امام خمینی و بیشتر علمای معاصر، نظریه" ولایت انتصابی فقیه" از بقیه نظریات معقول تر و به واقعیت ولایت نزدیکتره، طبق این نظریه، حکومت دو رکن داره یکی"مشروعیت" و یکی هم "مقبولیت". مشروعیت حاکم از طرف خداست، و مقبولیتش هم از طرف مردم.

یعنی در زمان غیبت با توجه به سلسله روایاتی که از ائمه اطهار رسیده  و در اونا مشخصات فقیهی که باید حاکم باشه رو ذکر کردن، اون فقیه خودش متمایز از بقیه میشه و حد اقل در جمع خود فقها یه برجستگی خاصی داره که قابل شناختن برای اون جمع خاصه. یه چیزی مثل مرجعت و اعلمیت که نمود خودش رو داره در بین جمع مجتهدین. خلاصه اینکه در هر عصری خود فقها و مجتهدین میتونن بفهمن که اون شخص مورد نظر چه کسیه. که گذر زمان در این هزار و صد سال به خوبی اینو نشون داده، از  ابن قولویه و شیخ مفید گرفته تا امام خمینی و رهبر معظم انقلاب....

اما میمونه بحث مقبولیت، یعنی اینکه مردم اون شخص رو بخوان برای حاکمشون. منتها این بحث مقبولیت جداست از مشروعیت. یعنی مردم فقط میتونن ولایت اون شخص رو قبول بکنن یا نکنن. اگه قبولش نکنن از مشروعیت نمیفته ، منتها نمیتونه حاکم باشه. درست مثل اون بیست و پنج سالی که مردم حاکمیت حضرت امیر علیه السلام رو قبول نکردن. حضرت علی علیه السلام توی اون بیست و پنج سال هم امام بود و هم مشروعیت داشت  ولی چون مردم با او بیعت نکردن و ایشون رو رها کردن، دیگه حاکم نبود. ولی بعد از قتل عثمان همه مردم هجوم آوردن به در خانه ایشان و از او خواستن که حاکم بشه. خود حضرت در نهج البلاغه داره که گفتن:" که اگه حضور مردم و اتمام حجت نبود، این حکومت رو قبول نمیکردم" این یعنی اینکه نظر و حضور مردم هم  یکی از ارکان تشکیل حکومته . تا نظر اونا نباشه نمیشه حکومت کرد.

خلاصه اینکه در کشور  ایران هم که نوع حکومتش " جمهوری اسلامی" هست، دقیقا همین دو رکن رعایت شده.

 اما مجلس خبرگان

مجلس خبرگان یه کارکرد چند گانه داره، اول اینکه چون همشون فقیه و مجتهد هستند، میتونن طبق شرایط ذکر شده در روایات، اون فقیه مورد نظر رو  بشناسن و به همه معرفی کنن.

دوم اینکه چون با رای مردم انتخاب شدن، وکیل مردمند و با نیابت از اونا با اون فقیه بیعت میکنن و مقبولیت مردمی را اعلام میکنن.  هر چند که بعد از این انتخاب ، خود مردم هم  گروه گروه با حضور و بیانیه میتونن بیعت خودشون رو اعلام کنن.

سوم هم اینکه در فقه شیعه، اون فقیهی که حاکم میشه، شرایط بسیار سختی داره که با بررسی و مقایسه شرایط حاکمان در تمام دنیا ، میشه گفت که سخت ترین شرایط برای حاکمیت، در فقه شیعه اومده و ولی فقیه سخت ترین شرایط رو داره. عدالت یکی از شرایط اصلیه، یعنی فقیه اگه یه عملی انجام بده که با عدالت اسلامی منافات داشته باشه، خود به خود از ولایت میفته  و حکومت کردنش حرام میشه.

و یکی از وظایف مجلس خبرگان، نظارت دقیق بر زندگی، عملکرد، و صحبتها و موضع گیریهای رهبریه.  خود  اعضای مجلس خبرگان سالانه  دو سه جلسه دارن که به بررسی گزارشات و عملکرد رهبری میپردازن و احیانا اگه جایی ابهامی باشه از وی توضیح میخوان.

البته دبیرخانه مجلس خبرگان در طول سال فعالیت داره و کارش مداومه و  با اعضا هم ارتباطهای مداوم دراه.

البته طبق قانون یه وظیفه دیگه هم داره  که توی جامعه کمتر نمود داشته و بیشتر در محافل علمی مطرحه و اون هم تبین" نظریه ولایت  انتصابی فقیه" هست. که فعلا در قالب نقد و بررسی این نظریه و شبهات پیرامون اون، در" فصلنامه حکومت اسلامی" انجام میشه.
+ نوشته شده در  2006/12/10ساعت 14:37  توسط سید ابراهیم  | 

امروز سوم تیر است

              زنده باد ملت ایران

                            زنده باد احمدی نژاد!

.... ليكن من بايد از آقاى احمدى‏نژاد تشكر كنم كه ايشان كار جديدى كردند؛ عدالت محورى را به عنوان يك شعار گذاشتند وسط؛ اين كار خيلى بزرگى بود. وقتى كه ايشان تبليغات انتخاباتى مى‏كردند، به افراد خانواده‏ى خودم مى‏گفتم اگر آقاى احمدى‏نژاد رأى هم نياورد، اين خدمت بزرگ را به انقلاب كرد كه شعار عدالت محورى را مطرح كرد؛ نگذاشت به فراموشى سپردنِ اين شعار بشود يك سنت. اين شعار مطرح شد و ذهن‏ها را به خودش متوجه كرد. خوشبختانه مردم هم فهميدند، خواستند، دوست داشتند و رأى دادند. اين كار، كار مهمى است. بنابراين عدالت‏محور بودنِ اين دولت حرف بزرگى است؛ طرح اين شعار به عنوان محور حركت دولت، يك كار جديد است؛ خودش يك تحول است؛ به اين پايبند باشيد.

 بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار رئيس جمهور و هيأت وزيران‏‏ ۸۴/۶/۸
+ نوشته شده در  2006/6/24ساعت 15:12  توسط سید ابراهیم  | 

هر چه بیشتر میگذره دارم به این نتیجه میرسم که نه تنها اقتدا به ستون بی اشکال نیست بلکه کفاره هم داره! خصوصا اگه ستونش استوانه ای باشه!! یه روزگاری توی روزنامه های این کشور به امام حسین علیه السلام اعتراض شد و قیام کربلا رو دعوای دو طرف برای ساخت یک مسجد تفسیر کردند، جامعه و مجمع و جمع و تجمع(  و سایر مشتقات ج م ع ) خواب بودند و بیانه ندادند. دکتر ابراهیم اصغر زاده عضو اسلاه! طلب شورای شهر قبلی تهران گفت:" توی این کشور اینقدر آزادی هست که بر علیه خدا هم میشه راهپیمایی کرد!" باز هم هیچ کدام از مجمع ها و جامعه ها بیانیه ندادند، لابد مشغول شمارش نذورات آن جوانک 29 ساله بودن که محض رضای خدا! این جماعت را خریده بود. آخه طبق اصول فیزیو تربچه نقلیِ ترنس مدرن!! ،گربه ها هم برای رضای خدا موش میخورند!

ولی امان از اون روزی که کسی به ستون اعتراض کنه. یهو همه مجمع ها و جامعه ها شاخکهاشون حساس میشه و یهویی! همونهایی که تئوری توطئه رو توهم میخوندن، از یک توطئه پشت پرده با همکاری دستهای پنهان صهیونیستها پرده بر میدارن!. همه بیانیه میدن و محکوم میکنن.( توی پرانتز: باز هم یهویی! یادم اومدکه در دولتهای سابق یه وزارت خونه امور محکومات بود که روزی چند بار محکوم میکرد یادش به خیر نباد! چند وقتیه خبری از محکوم کردناش نیست!)

وقتی در اعتراض به عملکرد غیر اخلاقی فلان روزنامه اسلامی! که به اسم مردم و اسلام ! در  کار مدح و ثنای آن صحابی بزرگ! خواب و خوراک را بر خودش حرام کرده، به مدیر مسول فلانش زنگ میزنی خیلی اسلام شناسانه! در جوابتان میگوید:" من! اینطوری تشخیص میدم!!" توجه کنید! در اینجا من یعنی اسلام!!  .از همین جان نثار! هم شنیدیم که در جواب اعتراض به عملکردش در مقابل دولت جدید گفت" میخوام به مردم ثابت کنم که اشتباه کرده اند!" و باز هم باید گفت: وعلی الاسلام السلام!
+ نوشته شده در  2006/6/16ساعت 12:54  توسط سید ابراهیم  | 

 

 

 اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند

جان بقربان تو شاها که تو حج فقرائی

     میلاد پر خیر و برکت هشتمین خورشید، حضرت امام رضا علیه السلام رو به همه دوستداران و رهروانش تبریک میگم . (خوش به حال شیعیانش!!) امیدوارم هر چی خیر و برکت برای این روزها و شبها هست ، ما هم بی بهره نباشیم.

 

    چند روز پیش لای یکی از کتابهای درسی، یه بریده روزنامه پیدا کردم که برام خیلی خاطره انگیزناک بود! این بریده روزنامه مال وقایع اتفاقیه( روزنامه سید جمال) یا ایام مشروطه و ... نبود، بلکه یه قسمتی از روزنامه جام جم روز 29 خرداد 1381 بود. یادش به خیر اصلاحات!! نمیدونم چرا تا روزهای آخر هم نتونستم پیام دوم خرداد رو درک کنم...

  الغرض!! پیرتر ها یادشونه که جناب ابراهیم نبوی الفرانکفورتیه! (که این روزا بعضی از  بچه حزب اللهی ها هم به خاطر[…] ناشی از رأی نیاوردن رضا خان حزب اللهی[…] و هم احساس وظیفه ،  هجویاتش رو در مورد دولت جدید ، با آب و تاب و مثل وحی منزل برا هم سند تو آل میکنن )  در روزنامه جام جم یه ستون داشت به اسم ستون سه،که عالم و آدم رو اونجا دست مینداخت. ولی انصافا این مطلبش خیلی جالب بود. مینویسم براتون بخونید. اونایی که این اشخاص مذکور رو میشناسن قضاوت کنن که اوصاف مذکوره! چقدر تناسب داره با اون آدما!

 

 

 " فکر می کنید سیاستمدارن چه غذایی، با چه نوشابه ای ، در چه وضعی را تداعی می کنند؟" 

 

محمد رضا خاتمی: مرصع پلو با آب آلبالو روی مبل استیل

بهزاد نبوی: اشکنه توی دیس روی میز

تاج زاده : کوفته قلقلی در حال دویدن

اصغر زاده: پیتزا مخصوص با سس گوجه فرنگی و کوکا کولا در حال دعوا با عطریانفر

عباس عبدی: آبگوشت در سلول انفرادی

محتشمی: املت فلفل سبز و فلفل قرمز با سس فلفل و نوشابه گاز دار در میدان مین

هاشمی رفسنجانی: نان و پنیر در بشقاب کریستال در سکوت مطلق

عسکر اولادی: آبگوشت و پیاز در حجره بازار

مرتضی نبوی: نان خالی روی موتور

موسوی خوئینی ها: نان خشک با موز دور از چشم دیگران

شمس الواعظین: پیتزا پپه رونی جلوی دوربین

امیر محبیان: قرمه سبزی با کالباس و کوکا کولا و دوغ و وفاق و همه چیز با هم

آرمین: یک غذای نامعلوم در یک مکان نامعلوم

جواد لاریجانی: بیف استروگانف با دوغ محلی در حال چت کردن با نیک براون

کمال خرازی: فلفل خالی در حال اخم

سید محمد خاتمی: ساندویچ کالباس در سلمانی، در حالی که دائما ساندویچ را از دستش می گیرند و نمی گذارند غذایش را بخورد

احمد بورقانی: یک عالمه همه جور غذا

   

* نظر شما چیه؟!*

 

 

 

+ نوشته شده در  2005/12/13ساعت 17:15  توسط سید ابراهیم  | 

              

                 بسم الله الرحمن الرحیم

 از خونه قبلی به اینجا اومدم.

اینشالا نوشته هام مورد رضایت آقام باشه.

تقریبا یه سال پیش  آخرین پست اون وبلاگ قبلیه رو نوشتم . ولی تازه چند وقت پیش متوجه شدم که وبلاگ مشکل داشته و اون پست توی وبلاگ ثبت نشده و کسی نخونده!( به این میگن پی گیری!!)حالا بعد از یه سال خوندنش خالی از لطف نیست. برا خودم که خیلی جالب بود. اینشالا زود برمیگردم. راستی تبریک هم نمیخواد بگید. توی روزنامه هم آگهی تبریک ندید. فقط اگه میشه پژو رو ببرید به جاش زانتیا بیارید!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چهارشنبه، 21 بهمن، 1383::.

سلام. اينشالا كه حالتون خوب باشه ................................................................................

........................................................................................................

اين نقطه چين ها هم به جاي تعارفات معمول!! ( اين چن وقته نبودم!! سفر بودم! درسام سنگينه!ووووووووو يه اتفاق جالب برام افتاده!!!!) همونايي كه  باهاش وبلاگها رو آپديت ميكنن!!! خب بگذريم.

چند تا مطلب دارم اين بار ولي سعي ميكنم طولاني نشه كه از خير خوندنش بگذريد!

اول كه راجع به همون پيشنهاد دفعه قبليه . قرار بود  يه برنامه ريزي بكنيم براي شناختن امام زمان(عج) و آخر الزمان و هر كاري كه از دستمون بر مياد براي زمينه سازي ظهور انجام بديم.   از اونايي كه نظر دادن ممنونم اينشالا بتونيم با كمك هم يه كارايي بكنيم.

دوم در مورد "حضور بچه مذهبي ها" ست در اينترنت!! كه چون بحثش طولانيه ميذارم برا دفعه ديگه.

 

سوم در مورد آقاي دكتر عباسي و مسائلي كه مطرح كرده و موضع گيري هاي مختلف اقشار مختلفت تر!

 

الحمد لله اين قدر ملت متخصص ما اومدن و نظر دادن كه فقط همين مونده كه ملت نظرات منو بدونن!

بدون هيچ مقدمه اي ميرم سر اصل مطلب:

چند تا از موضع گيري هاي جالب كه از فاميل و دوستان شنيدم!

 

1-     يه طلبه قريب الاجتهاد!!( طلبه پايه دوم!!): به نظر من دكتر عباسي مفسد في الارضه!!

2-     يه سر باز گمنام امام زمان!( بامدرك فوق ليسانس!): دكتر عباسي يه احمق به تمام معناست! كه فقط به دنبال شهرته! يعني چي؟ اين جوري كه عباسي حرف ميزنه يعني رهبر انقلاب تنهاي تنهاست و هيچ يار و ياوري نداره! اين عباسي تمام خدمات هاشمي رفسنجاني رو داره ميبره زير سوال! مگه يادت رفته روز دوم خرداد كه مقام معظم رهبري داشت راي ميداد  گفت : هيچ كس براي من مثل هاشمي نمي شود!

3-     يه برادر پاسدار، مسوول ناحيه بسيج دانشجويي يه استان كلاس بالا (احتمالا با مدرك ليسانس): هيچ دانشجوي بسيجي حق نداره سي دي هاي دكتر عباسي رو گوش بده!!!

4-     يه خانم خانه دار: دكتر عباسي ديگه نبايد خيلي زياده روي كنه و مساله رو براي همه باز كنه!!!!!

       5 - يه روحاني ( با مدرك دكترا  و استاد حوزه) : چي بگيم والا . ما اين حرفا رو كه ميشنويم فقط سر منبر دادمون بالاتر ميره ( منظور فرياد براي عدالته و چه صادقانه و دلسوزانه حرف ميزد  شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان )

 البته اين نظر آخريه در مورد فيلم فقر و فحشاء بود!

   

  واما جوابها  به نظريات بالايي:

 در مقابل نظر نفر اولي جا خوردم یهو .البته نه از نظرش بلکه از این همه اعتماد به نفس و یقینی که داشت.

به نفر دومي هم گفتم : خيلي خوبه! پس بحمدلله همه جا امن و امانه و در مملكت هيچ مشكلي نيست و مردم هم شبها راحت بخوابن!! ولي ميترسم يه روزي صبح از خواب پاشيد و ببينيد مملكت رو بار كردن و بردن!! مثل همون چند وقتي كه آقاي دري وزيرتون بود و وزارت خونه رو بار كردن و بردن و شما سربازان گمنام هم خبر دار نشدين!!

سومي مخاطبم نبود و يكي از بستگان  كه امسال دانشجو شده با حالت تعجب خبرش رو بهم داد، من هم حالم از اين همه حماقت به هم خورد و گفتم : فلاني بيخود كرد!! اينجوري ميخواد دانشجوي بسيجي تربيت كنه!!به نظر ايشون دانشجوي بسيجي فقط بايد بگه چشم قربان!! مگه نشنيدي  مقام معظم رهبري در مورد سياسي بودن دانشگاهها چي گفتن: " خدا لعنت كنه اون دستايي كه نميخواد دانشجوي ما سياسي بشه! نميخواد دانشگاههاي ما سياسي باشه" ( البته كه روي اين سخن هيچ وقت با ما نبوده! ما كه بحمد لله ذوب در ولايتيم!!)

 واما نظر خودم : خيلي برام جالب بود. حرفاش رو قبول دارم . غير از اون سخنراني مشهد كه اصلا لحنش رو نپسنديدم!!( البته به این هم معتقدم که: "العاقل یکفیه الاشاره" ! ) خب كه چي حالا؟!! قبول داري؟؟ نداري؟؟! حالا كه چي ؟ من چيكار كنم؟

 

 حرف من همين يه كلمه هست : لطفا مقلد نباشيد!!!!

 

به نظر من آدم نبايد توي اين جور مسائل مقلد باشه! تقليد توي مسائل فكري خيلي زشته! توي دين ما هم گفتن اصول دين تقليدي نيست و بايد هر كسي با فكر و انديشه خودش اونا رو قبول كنه! فقط توي فروع دين ميشه از مرجع تقليدي كه همه شرايط رو داشته باشه تقليد كرد!( كاش يه روز معني دقيق  اصول و فروع رو ميفهميديم!)

البته اين هم از بركات دولت فخيمه دوم خرداده كه با همه .... اين خوبي رو هم داشت كه امثال اقاي دكتر عباسي  ميتونن حرفاشون رو بزنن( ولو اين كه بعدا از طرف وزارت اطلاعات حكم جلبشون صادر بشه!!)

بذاريد يه خورده به عقب برگرديم ، يادمه حدوداي سال هفتاد و پنج بود ، يعني اواخر دولت فخيمه آقاي هاشمي رفسنجاني!

اونايي كه  ماهنامه وزين صبح و سردبير معروفش آقاي" مهدي نصيري" رو هم  ميشناسن حتما در جريان افشاگري هاي اين نشريه  عليه دو نفر از وزيران آقاي هاشمي هستن. ...

اين رو بذاريد اينشالا دفعه بعد مينويسم...

دعامون کنيد.

+ نوشته شده در  2005/11/24ساعت 10:45  توسط سید ابراهیم  | 

سلام. اينشالا كه حالتون خوب باشه ................................................................................

........................................................................................................

اين نقطه چين ها هم به جاي تعارفات معمول!! ( اين چن وقته نبودم!! سفر بودم! درسام سنگينه!ووووووووو يه اتفاق جالب برام افتاده!!!!) همونايي كه  باهاش وبلاگها رو آپديت ميكنن!!! خب بگذريم.

چن تا مطلب دارم اين بار ولي سعي ميكنم طولاني نشه كه از خير خوندنش بگذريد!

اول كه راجع به همون پيشنهاد دفعه قبليه . قرار بود  يه برنامه ريزي بكنيم براي شناختن امام زمان(عج) و آخر الزمان و هر كاري كه از دستمون بر مياد براي زمينه سازي ظهور انجام بديم.   از اونايي كه نظر دادن ممنونم اينشالا بتونيم با كمك هم يه كارايي بكنيم.

دوم در مورد "حضور بچه مذهبي ها" ست در اينترنت!! كه چون بحثش طولانيه ميذارم برا دفعه ديگه.

 

سوم در مورد آقاي دكتر عباسي و مسائلي كه مطرح كرده و موضع گيري هاي مختلف اقشار مختلفت تر!

 

الحمد لله اين قدر ملت متخصص ما اومدن و نظر دادن كه فقط همين مونده كه ملت نظرات منو بدونن!

بدون هيچ مقدمه اي ميرم سر اصل مطلب:

چن تا از موضع گيري هاي جالب كه از فاميل و دوستان شنيدم!

1-     يه طلبه قريب الاجتهاد!!( طلبه پايه دوم!!): به نظر من دكتر عباسي مفسد في الارضه!!

2-     يه سر باز گمنام امام زمان!( بامدرك فوق ليسانس!): دكتر عباسي يه احمق به تمام معناست! كه فقط به دنبال شهرته! يعني چي؟ اين جوري كه عباسي حرف ميزنه يعني رهبر انقلاب تنهاي تنهاست و هيچ يار و ياوري نداره! اين عباسي تمام خدمات هاشمي رفسنجاني رو داره ميبره زير سوال! مگه يادت رفته روز دوم خرداد كه مقام معظم رهبري داشت راي ميداد  گفت : هيچ كس براي من مثل هاشمي نمي شود!

3-     يه برادر پاسدار، مسوول ناحيه بسيج دانشجويي يه استان كلاس بالا (احتمالا با مدرك ليسانس): هيچ دانشجوي بسيجي حق نداره سي دي هاي دكتر عباسي رو گوش بده!!!

4-     يه خانم خانه دار: دكتر عباسي ديگه نبايد خيلي زياده روي كنه و مساله رو براي همه باز كنه!!!!!

       5 - يه روحاني ( با مدرك دكترا  و استاد حوزه) : چي بگيم والا . ما اين حرفا رو كه ميشنويم فقط سر         منبر دادمون بالاتر ميره ( منظور فريادي براي عدالته و چه صادقانه و دلسوزانه حرف ميزد  شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان )

 البته اين نظر آخريه در مورد فيلم فقر و فحشاء بود!

   

  واما جوابها  به نظريات بالايي:

 در مقابل نظر نفر اولي جا خوردمو و يهو گفتم: تكبير!!!(باور كنيد دست خودم نبود! احساساتي شدم ديگه!!)

به نفر دومي هم گفتم : خيلي خوبه! پس بحمدلله همه جا امن و امانه و در مملكت هيچ مشكلي نيست و مردم هم شبها راحت بخوابن!! ولي ميترسم يه روزي صبح از خواب پاشيد و ببينيد مملكت رو بار كردنو بردن!! مثل همون چند وقتي كه آقاي دري وزيرتون بود و وزارت خونه رو بار كردن و بردن و شما سربازان گمنام هم خبر دار نشدين!!

سومي مخاطبم نبود و يكي از بستگان  كه امسال دانشجو شده با حالت تعجب خبرشو بهم داد، من هم اعصابم از اين همه حماقت به هم خورد و گفتم : فلاني بيخود كرد!! اينجوري ميخواد دانشجوي بسيجي تربيت كنه!!به نظر ايشون دانشجوي بسيجي فقط بايد بگه چشم قربان!! مگه نشنيدي  مقام معظم رهبري در مورد   سياسي بودن دانشگاهها چي گفتن: " خدا لعنت كنه اون دستايي كه نميخواد دانشجوي ما سياسي بشه! نميخواد دانشگاههاي ما سياسي باشه" ( البته كه روي اين سخن هيچ وقت با ما نبوده! ما كه بحمد لله ذوب در ولايتيم!!)

 واما نظر خودم : خيلي برام جالب بود. حرفاشو قبول دارم . غير از اون سخنراني مشهد كه اصلا لحنشو نپسنديدم!! خب كه چي حالا؟!! قبول داري؟؟ نداري؟؟! حالا كه چي ؟ من چيكار كنم؟

 حرف من همين يه كلمه هست : لطفا مقلد نباشيد!!!!

 

به نظر من آدم نبايد توي اين جور مسائل مقلد باشه! تقليد توي مسائل فكري خيلي زشته! توي دين ما هم گفتن اصول دين تقليدي نيست و بايد هر كسي با فكر و انديشه خودش اونا رو قبول كنه! فقط توي فروع دين ميشه از مرجع تقليدي كه همه شرايط رو داشته باشه تقليد كرد!( كاش يه روز معني دقيق  اصول و فروع رو ميفهميديم!)

البته اين هم از بركات دولت فخيمه دوم خرداده كه با همه .... اين خوبي رو هم داشت كه امثال اقاي دكتر عباسي  ميتونن حرفاشونو بزنن( ولو اين كه بعدا از طرف وزارت اطلاعات حكم جلبشون صادر بشه!!

بذاريد يه خورده به عقب برگرديم ، يادمه حدوداي سال هفتاد و پنج بود ، يعني اواخر دولت فخيمه آقاي هاشمي رفسنجاني!

اونايي كه  ماهنامه وزين صبح و سردبير معروفش آقاي" مهدي نصيري" رو هم كه ميشناسن حتما در جريان افشاگري هاي اين نشريه بر عليه دو نفر از وزيران آقاي هاشمي هستن. ...

اينو بذاريد اينشالا دفعه بعد مينويسم...

دعامون کنيد.

+ نوشته شده در  2005/2/9ساعت 12:1  توسط سید ابراهیم  |