تبليغاتX
لبیک یا حسین

لبیک یا حسین

عَلَمِ خمینی بر زمین نمی ماند، مگر ما مرده ایم!

 

شاخه یاست اگر بشکسته بود

دستهای باغبانت بسته بود

یاس بوی مهربانی می دهد

عطر دوران جوانی می دهد

یاسها پیغمبران خانه اند

یاسها یاد آور پروانه اند

حضرت زهرا دلش از یاس بود

قطره های اشکش از الماس بود

وصیت نامه حضرت زهرا سلام الله علیها

" بسم الله الرحمن الرحیم، هذا ما أوصت به فاطمة بنت رسول الله صلّى الله علیه وآله أوصت وهی تشهد أن لا إله إلاّ الله وأنّ محمداً عبده ورسوله، وأنّ الجنة حق، والنار حق، وأنّ الساعة آتیة لا ریب فیها، وأنّ الله یبعث من فی القبور، یا علی: أنا فاطمة بنت محمد، زوّجنی الله منک لأکون لک فی الدنیا والآخرة، أنت أولى بی من غیری، حنّطنی وغسّلنی وکفّنی باللیل وصلّ علیّ وادفنی باللیل ولا تعلم أحداً، وأستودعک الله وأقرأ على ولدی السلام إلى یوم القیامة "

بحارالانوار/ ج 43 / ص 214

" به نام خداوند بخشاینده مهربان، این وصیت نامه فاطمه دختر رسول خداست که سلام و صلوات خدا بر او باد، وصیت می کند در حالی که شهادت می دهد که:

خدایی جز خدای یگانه نیست

و محمد، بنده و پیامبر اوست،

و بهشت حق است،

و جهنم حق است،

و روز قیامت خواهد آمد و هیچ شکی در آن نیست!

و خدا همه مردگان را از قبر بر می انگیزاند.

ای علی! من فاطمه دختر محمدم، خداوند مرا به همسری تو در آورد تا در این دنیا و  در آخرت برای تو باشم، و تو از بقیه برای من سزاوارتری، حنوط و غسل و کفن کردن مرا در شب قرار بده و بر من نماز بگذار و در شب مرا دفن کن و هیچ کس را مطلع نکن. تو را به خدا میسپارم و به فرزندانم تا روز قیامت سلام و درود میفرستم "
+ نوشته شده در  2007/6/18ساعت 21:1  توسط سید ابراهیم  | 

 

  به ما می گویند شیعه،در تعریف شیعه عبارتهای مختلفی آورده اند:

1.شیخ مفید: هر کسی که قائل به نص در مورد امامت علی(ع)  باشد، شیعه است.

2. ابو حاتم رازی: لزم هذا للقب،کل من قال بتفضیله بعده الی یومنا : شیعه کسی است که قائل به تفضیل و برتر شمردن علی بعد از پیامبر اسلام است تا به امروز.

3. جاهز :  کسی که علی را بر عثمان مقدم بدارد، شیعه است.

4. ابوالحسن اشعری : همه کسانی که علی را همراهی کرده و او را بر سایر اصحاب مقدم می دانند، شیعه نامیده می شوند.

5. شهید اول و شهید ثانی: شیعه کسی است که از علی(ع)پیروی کند و او را مقدم بدارد بر بقیه اصحاب.

6.علامه طباطبائی: شیعه به کسانی گفته می شود که جانشینی رسول الله را حق اختصاصی خانواده رسالت می دانند و در معارف اسلام پیرو مکتب اهل بیت می باشند.

مهم نیست که قائل به کدوم تعریف باشیم و بقیه ما رو شیعه بدونن یا نه، مهم اینه که خودمون بفهمیم: اونی که ما قراره شیعه اش باشیم ما رو در چه صورتی شیعه خودش میدونه!! در مورد شیعه و وظایف شیعیان زیاد شنیده و خونده بودم، اما این دو قسمت از صحبتهای حضرت امیر علیه السلام در مورد اصحاب با وفا و شیعیان واقعیش خیلی جالب بود برام. از اینکه سعی نکردم برای امامم شیعه خوبی باشم واقعا دلم میگیره و از این همه قیل و قال و وقت تلف کردنها و دور افتادن از اصل خودم شرمنده میشم و اگه یه روزی امامم گفت: تو چه کردی برای ما؟! واقعا جز سر به زیر انداختن هیچ جواب دیگه ای ندارم!!

و قال علیه السلام و قد جاءه نعی الأشتر رحمه الله:

" مالِکٌ و ما مالکٌ! و الله لو کانَ جَبَلاً  لَکانَ فِنداً، وَ لوُ کانَ حَجَراً لکانَ صَلداً ، لا یَرتَقِیهِ الحافِر، وَ لا یوُفِی عَلیهِ الطّائِر!"

قال الرضی: و الفِند:المنفرد من الجبل

ترجمه:

هنگامی که خبر شهادت" مالک اشتر"  که رحمت خدا بر او باد، به امام رسید، فرمود:

مالک! اما چه مالکی! به خدا سوگند اگر کوه بود، یکتا بود، و اگر سنگ بود سرسخت و محکم بود.هیچ مَرکبی نمی توانست از کوهسار وجودش بالا رود و هیچ پرنده ای به اوج آن راه نمی یافت!

شریف رضی(جمع کننده و تدوینگر نهج البلاغه): "فند" به کوه تک و تنها گفته می شود.

نهج البلاغه/حکمتها/حکمت443

------   ------- -------- ------ -----

" أینَ إخوانی الّذینَ رَکبوُا الطریقَ، و مَضَوُا عَلَی الحق؟! أینَ عَمّار؟! وَأینَ ابنَ التَیّهان؟! وأینَ ذو الشّتهادَتین؟! و أینَ نُظَرائهم مِن إخوانِهم الذینَ تَعاقَدوُا عَلی المَنِیّه، و أبرَدَ بِرؤوسِهم إلی الفَجَرَة "

ثُمّ ضَرَبَ بِیَدِهِ علی لِحیَةِ الشّریفةِ الکریمة، فَأطالَ البُکاء  ثُمّ قال علیه السلام:

أوّهِ علی إخوانی الذین تَلَوُا القرانَ فَأحکَموُهُ، و تدبّروا الفَرضَ فأقاموه و أحیَوُاالسُنّةَ و أماتوُا البِدعَةَ. دُعُو للجهاد فَأجابوُا، و وَثِقوُا بِالقائد فاتّبَعوُه.

ثم نادی بأعلی صَوتِه:

الجهادَ! الجهادَ عبادَالله ألا و إنّی مُعَسکِرٌ فی یومی هذا ؛ فَمَن أرادَ الرِواحَ إلی اللهِ فَلیَخرُج!

قال نوف: و عقد للحسین علیه السلام فی عشرة آلاف،ولقیس بن سعد رحمه الله فی عشرة آلاف، و لأبی ایوب الأنصاری فی عشرة آلاف، و لغیرهم علی أعداد آخر، و هو یرید الرجعة الی الصفین،فما دارت الجمعة حتی ضربه الملعون ابن ملجم لعنه الله، فتراجعت العساکر،فکنا کالأغنام فقدت راعیها،تختفها الذئاب مِن کل مکان!

ترجمه:

« کجایند برادران من؟! همانها که سواره به راه می افتادند و در راه حق قدم بر می داشتند.کجاست "عمار"؟! کجاست" این تیهان"؟! و کجاست" ذو الشهادتین"؟! وکجایند مانند آنان از برادرانشان که پیمان بر جانبازی بستند، و سرهای آنها برای ستمگران فرستاده شد؟!»

سپس دست به محاسن شریف زده و مدتی بس طولانی گریه کرد! پس از آن فرمود:

« آه بر  برادرانم! همانها که قرآن را تلاوت می کردند و به کار می بستند، در فرائض دقت می کردند و آن را به پا می داشتند، سنتها را زنده و بدعتها را  می میراندند. دعوت به جهاد را می پذیرفتند و به رهبر خود اطمینان داشتند و صمیمانه از او پیروی می کردند.»

سپس با صدای بلند فریاد زد:

« بندگان خدا! جهاد! جهاد! آگاه باشید که من امروز لشکری به سوی اردوگاه حرکت میدهم! آنکس که می خواهد به سوی خدا کوچ کند،همراه ما خارج شود!»

"نوف"(راوی این خطبه) گفت: امام برای فرزندش حسین علیه السلام  پرچمی با ده هزار نفر و برای قیس ابن سعد ده هزار نفر و برای ابو ایوب انصاری ده هزار نفر و برای دیگر فرماندهانش، تعداد دیگری سرباز معین کرد. تصمصم داشت به صفین باز گردد. و هنوز جمعه نگذشته بود که ابن ملجم جنایتکار به امام ضربت زد؛ لشکر برگشت و ما همچون گله ای بودیم که شبان خود را از دست داده و گرگها از هر جانب به سرعت به آنها حمله ور شده بودند!

نهج البلاغه/خطبه 182
+ نوشته شده در  2007/6/12ساعت 15:52  توسط سید ابراهیم  |