الهي قلبي محجوب.....خدايا قلبم له است
و نفسي معيوب .......وخودم هم كه داغونم
وعقلي مغلوب..و عقلم پاره سنگ بر مي دارد
وهوايي غالب..............و هوس بر من سواره
و طاعتي قليل ..وخيلي كم به حرفت گوش دادم
و معصيتي كثير................ودر عوض گند زياد زدم
و لساني مقر بالذنوب......وخودم دارم مي گم که غلط کردم
فكيف حيلتي.........تو بگو چه گلی به سرم بگیرم
يا ستار العيوب...اي خدايي كه گندهاي من را لاپوشاني ميكني
ويا كاشف الكروب.............و حلال مشكلاتي
اغفر ذنوبي كلها..............شتر ديدي نديدي
بحرمة محمد وال محمد..به گل روي حضرت محمدص وخانواده نازنينش
يا غفار يا غفار يا غفار......خیلی باحالی خیلی باحالي خیلی باحالی
عقیق
+ نوشته شده در
2007/5/14ساعت 6:7  توسط سید ابراهیم
|
باسمه تعالي شأنه العزيز
با سلام
در خصوص مفهوم نفس الامری ولایت در اصطلاح « ولایت فقیه» سوالاتی به ذهن متبادر می شود که پردازندگان به این بحث می بایست به تحلیل همه جانبه آن بپردازند.
آیا مفهوم ولایت که در معرفت شهودی از آن سخن رفته و به عنوان مهمترین دریافت عارفان و حکیمان متاله از آن یاد می شود با ولایت فقه در فلسفه سیاسی از نوع اشتراک لفظی است و یا مشترک معنوی محسوب می شوند؟
بر همین اساس آیا ولایت در دوره غیبت امام دارای کثرت است که سالک به اقتضای عقل کلی در مشهد او حاضر می شود ویا منظور از این ولایت قراردادی است بین مردم و حاکم برای امر حکومت بر اساس مفاهیم کلی دین «ظاهر شریعت» ؟ نوع نگاه معرفتی به ولایت ، شناخت آن را نیز تحت تاثیر قرار می دهد به گونه ای که آیا در شناخت وی مراتب استدلال و شهود نقش ایفا می نمایند و یا عقل جمعی بر اساس منابع مشخص به این انتخاب مبادرت می ورزد؟ و سوالاتی در این زمینه
با تشکر
سید یاسر حسن پور
...............................................
بسم الله
با سلام خدمت استاد عزیز جناب آقای حسن پور
سوالاتی که مطرح نموده اید، جوابهایی طولانی می طلبد که بعد از بحث از اساس حکومت در اسلام ، حاکمیت سیاسی معصومان و ولایت در زمان غیبت به آن اشاره ای خواهد شد.ولی به طور مختصر باید بگویم که آن ولایتی که در عرفان از آن بحث می شود،با این ولایتی که اینجا مطرح شده است، متفاوت است. همانطور که استحضار دارید، ائمه اطهار علیهم السلام دارای ابعاد وجودی مختلفی بوده اند،که یکی از آنها حاکیت سیاسی و یکی دیگر هم ولایت بر نفوس و راهبری آنها به مقصد است. در اینجا وقتی ما از ولایت فقیه بحث می کنیم، منظور نیابت یک فقیه جامع الشرایط ازامام معصوم، در زمان غیبت است، آن هم فقط در جنبه حاکمیت سیاسی بر جامعه. و این عدم ظهور امام معصوم، دلیلی بر عدم حضورش نیست و همو قطب عالم امکان است و راهبر عارفان ...
هر چند که از نوع برداشت و نگرش عرفا و برخی از حکما از ولایت هم سوالاتی به ذهن متبادر میشود که مجال بحث آن نیست و اینجا هم مقام سوال از آنها نیست!
+ نوشته شده در
2007/5/5ساعت 13:22  توسط سید ابراهیم
|
من هم با نظر دانشجوياني كه فرياد زدند « مرگ بر ديكتاتور » موافقم . آري احمدي نژاد ديكتاتور است . تمام حرفهايش ، بوي فاشيسم مي دهد . احمدي نژاد ديكتاتور است ، چون همه شايعاتي كه درباره اش ساخته بودند ، درست از آب درآمده . مي گفتند اگر او بيايد ، پياده روها دوطرفه مي شود و شد . مي گفتند اگر او رأي بياورد ، كلاسهاي درس دانشگاه را برزنت مي كشد و كشيد . ميگفتند اسم سمند را به ذوالجناح تغيير مي دهد و داد . ديگر منتظر چه چيزي هستيد آيا همينها براي اثبات ديكتاتوري او كافي نيست . آيا منتظر اين هستيد كه يكباره شمشيري به دست بگيرد و دستور دهد همه مخالفانش بايد اعدام شوند ؟ آيا منتظر اين هستيد كه در انتخابات شوراها تقلب كنند و تمام حاميان رييس جمهور را برنده انتخابات اعلام كنند ؟
من تعجب مي كنم چرا با وجود اينكه همه ملت اين را مي دانند كه احمدي نژاد ديكتاتور است باز هم او را دوست دارند؟ چرا مثل دانشجويان فهيم و آگاه ما ، او را هو نمي كنند؟ چرا عكسش را آتش نمي زنند ؟ چرا نارنجك صوتي جلوي جايگاه سخنرانيش پرت نمي كنند ؟ چرا كفش و كيف و ناخنگير به سمت او پرتاب نمي كنند ؟ عجب ملتي !
يادتان مي آيد . شبهايي كه نماينده هاي كانديداهاي رياست جمهوري با هم مناظره مي كردند ؟ نماينده آقاي هاشمي چقدر خون دل خورد تا به اين ملت بگويد ، بابا جان اين آقاي احمدي نژاد به درد رياست جمهوري نمي خورد . اصلا تيپ و قيلافه اش به اين حرفها نمي خورد .
بنده خدا ، آقاي كروبي بعد از بيست و پنج سال تكيه زدن بر تمام كرسي هاي تصميم گيري اين مملكت ، تازه به فكرش رسيده بود كه مي توان ماهيانه به هر ايراني 50 هزار تومان داد ، اما ....
راستي . آقاي معين داشت يادم مي رفت . نماينده جنبش اصلاحات و دانشجويان آگاه ! نزديك بود كه ريشه هرچي شوراي نگهبان و صدا و سيما و نيروي انتظامي و قوه قضاييه و وزارت اطلاعات و سپاه و بسيج و .... را بزند و ما را نجات دهد ... بنده خدا يك كمي غافلگير شد . او اگر مي دانست كه شعارهاي تند و تيزش از تلويزيون پخش خواهد شد ، حرفهاي بيشتري براي گفتن داشت ...
اما احمدي نژاد . بعد از مدتها تماشاي سريالهاي تكراري و ديدن چهره هايي كه روزي هزار بار انها را در همه بخشهاي خبري همه شبكه هاي تلويزيون مي ديديم ، مردي آمد كه چهره اش ، نوع حرف زدنش ، لباس پوشيدنش ، با بقيه فرق داشت ،خودش را بالاتر از بقيه افراد جامعه نمي دانست و ...
خلاصه كنم . من احمدي نژاد را دوست دارم . نه به خاطر اينكه قرار بود پول نفت را سر سفرهايمان بياورد ، نه بخاطر اينكه قرار بود با فقر و فساد و بي عدالتي مبارزه كند و ...
وبلاگ؛ آهستان؛
+ نوشته شده در
2007/4/23ساعت 15:53  توسط سید ابراهیم
|