بسم الله
یکی از عزیزان یه سوالی پرسیده بود در مورد مجلس خبرگان و چیستی و چرائی وجودش. به زبون ساده، یه جواب مختصری نوشتم براش که فکر کنم خوندنش برای بقیه هم مفید باشه. اگه سوالی یا شبهه ای در ذهنتون مطرح بود، حتما بپرسید، اگه بلد بودم که جواب میدم، وگرنه فرصت خوبیه که برم سراغ مطالعه و تحقیق و خودم هم بیشتر بفهمم.
در نظریه های دولت در فقه شیعه، حدود 9 نظریه در مورد حکومت در زمان غیبت وجود داره که طبق نظر حضرت امام خمینی و بیشتر علمای معاصر، نظریه" ولایت انتصابی فقیه" از بقیه نظریات معقول تر و به واقعیت ولایت نزدیکتره، طبق این نظریه، حکومت دو رکن داره یکی"مشروعیت" و یکی هم "مقبولیت". مشروعیت حاکم از طرف خداست، و مقبولیتش هم از طرف مردم.
یعنی در زمان غیبت با توجه به سلسله روایاتی که از ائمه اطهار رسیده و در اونا مشخصات فقیهی که باید حاکم باشه رو ذکر کردن، اون فقیه خودش متمایز از بقیه میشه و حد اقل در جمع خود فقها یه برجستگی خاصی داره که قابل شناختن برای اون جمع خاصه. یه چیزی مثل مرجعت و اعلمیت که نمود خودش رو داره در بین جمع مجتهدین. خلاصه اینکه در هر عصری خود فقها و مجتهدین میتونن بفهمن که اون شخص مورد نظر چه کسیه. که گذر زمان در این هزار و صد سال به خوبی اینو نشون داده، از ابن قولویه و شیخ مفید گرفته تا امام خمینی و رهبر معظم انقلاب....
اما میمونه بحث مقبولیت، یعنی اینکه مردم اون شخص رو بخوان برای حاکمشون. منتها این بحث مقبولیت جداست از مشروعیت. یعنی مردم فقط میتونن ولایت اون شخص رو قبول بکنن یا نکنن. اگه قبولش نکنن از مشروعیت نمیفته ، منتها نمیتونه حاکم باشه. درست مثل اون بیست و پنج سالی که مردم حاکمیت حضرت امیر علیه السلام رو قبول نکردن. حضرت علی علیه السلام توی اون بیست و پنج سال هم امام بود و هم مشروعیت داشت ولی چون مردم با او بیعت نکردن و ایشون رو رها کردن، دیگه حاکم نبود. ولی بعد از قتل عثمان همه مردم هجوم آوردن به در خانه ایشان و از او خواستن که حاکم بشه. خود حضرت در نهج البلاغه داره که گفتن:" که اگه حضور مردم و اتمام حجت نبود، این حکومت رو قبول نمیکردم" این یعنی اینکه نظر و حضور مردم هم یکی از ارکان تشکیل حکومته . تا نظر اونا نباشه نمیشه حکومت کرد.
خلاصه اینکه در کشور ایران هم که نوع حکومتش " جمهوری اسلامی" هست، دقیقا همین دو رکن رعایت شده.
اما مجلس خبرگان
مجلس خبرگان یه کارکرد چند گانه داره، اول اینکه چون همشون فقیه و مجتهد هستند، میتونن طبق شرایط ذکر شده در روایات، اون فقیه مورد نظر رو بشناسن و به همه معرفی کنن.
دوم اینکه چون با رای مردم انتخاب شدن، وکیل مردمند و با نیابت از اونا با اون فقیه بیعت میکنن و مقبولیت مردمی را اعلام میکنن. هر چند که بعد از این انتخاب ، خود مردم هم گروه گروه با حضور و بیانیه میتونن بیعت خودشون رو اعلام کنن.
سوم هم اینکه در فقه شیعه، اون فقیهی که حاکم میشه، شرایط بسیار سختی داره که با بررسی و مقایسه شرایط حاکمان در تمام دنیا ، میشه گفت که سخت ترین شرایط برای حاکمیت، در فقه شیعه اومده و ولی فقیه سخت ترین شرایط رو داره. عدالت یکی از شرایط اصلیه، یعنی فقیه اگه یه عملی انجام بده که با عدالت اسلامی منافات داشته باشه، خود به خود از ولایت میفته و حکومت کردنش حرام میشه.
و یکی از وظایف مجلس خبرگان، نظارت دقیق بر زندگی، عملکرد، و صحبتها و موضع گیریهای رهبریه. خود اعضای مجلس خبرگان سالانه دو سه جلسه دارن که به بررسی گزارشات و عملکرد رهبری میپردازن و احیانا اگه جایی ابهامی باشه از وی توضیح میخوان.
البته دبیرخانه مجلس خبرگان در طول سال فعالیت داره و کارش مداومه و با اعضا هم ارتباطهای مداوم دراه.
البته طبق قانون یه وظیفه دیگه هم داره که توی جامعه کمتر نمود داشته و بیشتر در محافل علمی مطرحه و اون هم تبین" نظریه ولایت انتصابی فقیه" هست. که فعلا در قالب نقد و بررسی این نظریه و شبهات پیرامون اون، در" فصلنامه حکومت اسلامی" انجام میشه.
یکی از عزیزان یه سوالی پرسیده بود در مورد مجلس خبرگان و چیستی و چرائی وجودش. به زبون ساده، یه جواب مختصری نوشتم براش که فکر کنم خوندنش برای بقیه هم مفید باشه. اگه سوالی یا شبهه ای در ذهنتون مطرح بود، حتما بپرسید، اگه بلد بودم که جواب میدم، وگرنه فرصت خوبیه که برم سراغ مطالعه و تحقیق و خودم هم بیشتر بفهمم.
در نظریه های دولت در فقه شیعه، حدود 9 نظریه در مورد حکومت در زمان غیبت وجود داره که طبق نظر حضرت امام خمینی و بیشتر علمای معاصر، نظریه" ولایت انتصابی فقیه" از بقیه نظریات معقول تر و به واقعیت ولایت نزدیکتره، طبق این نظریه، حکومت دو رکن داره یکی"مشروعیت" و یکی هم "مقبولیت". مشروعیت حاکم از طرف خداست، و مقبولیتش هم از طرف مردم.
یعنی در زمان غیبت با توجه به سلسله روایاتی که از ائمه اطهار رسیده و در اونا مشخصات فقیهی که باید حاکم باشه رو ذکر کردن، اون فقیه خودش متمایز از بقیه میشه و حد اقل در جمع خود فقها یه برجستگی خاصی داره که قابل شناختن برای اون جمع خاصه. یه چیزی مثل مرجعت و اعلمیت که نمود خودش رو داره در بین جمع مجتهدین. خلاصه اینکه در هر عصری خود فقها و مجتهدین میتونن بفهمن که اون شخص مورد نظر چه کسیه. که گذر زمان در این هزار و صد سال به خوبی اینو نشون داده، از ابن قولویه و شیخ مفید گرفته تا امام خمینی و رهبر معظم انقلاب....
اما میمونه بحث مقبولیت، یعنی اینکه مردم اون شخص رو بخوان برای حاکمشون. منتها این بحث مقبولیت جداست از مشروعیت. یعنی مردم فقط میتونن ولایت اون شخص رو قبول بکنن یا نکنن. اگه قبولش نکنن از مشروعیت نمیفته ، منتها نمیتونه حاکم باشه. درست مثل اون بیست و پنج سالی که مردم حاکمیت حضرت امیر علیه السلام رو قبول نکردن. حضرت علی علیه السلام توی اون بیست و پنج سال هم امام بود و هم مشروعیت داشت ولی چون مردم با او بیعت نکردن و ایشون رو رها کردن، دیگه حاکم نبود. ولی بعد از قتل عثمان همه مردم هجوم آوردن به در خانه ایشان و از او خواستن که حاکم بشه. خود حضرت در نهج البلاغه داره که گفتن:" که اگه حضور مردم و اتمام حجت نبود، این حکومت رو قبول نمیکردم" این یعنی اینکه نظر و حضور مردم هم یکی از ارکان تشکیل حکومته . تا نظر اونا نباشه نمیشه حکومت کرد.
خلاصه اینکه در کشور ایران هم که نوع حکومتش " جمهوری اسلامی" هست، دقیقا همین دو رکن رعایت شده.
اما مجلس خبرگان
مجلس خبرگان یه کارکرد چند گانه داره، اول اینکه چون همشون فقیه و مجتهد هستند، میتونن طبق شرایط ذکر شده در روایات، اون فقیه مورد نظر رو بشناسن و به همه معرفی کنن.
دوم اینکه چون با رای مردم انتخاب شدن، وکیل مردمند و با نیابت از اونا با اون فقیه بیعت میکنن و مقبولیت مردمی را اعلام میکنن. هر چند که بعد از این انتخاب ، خود مردم هم گروه گروه با حضور و بیانیه میتونن بیعت خودشون رو اعلام کنن.
سوم هم اینکه در فقه شیعه، اون فقیهی که حاکم میشه، شرایط بسیار سختی داره که با بررسی و مقایسه شرایط حاکمان در تمام دنیا ، میشه گفت که سخت ترین شرایط برای حاکمیت، در فقه شیعه اومده و ولی فقیه سخت ترین شرایط رو داره. عدالت یکی از شرایط اصلیه، یعنی فقیه اگه یه عملی انجام بده که با عدالت اسلامی منافات داشته باشه، خود به خود از ولایت میفته و حکومت کردنش حرام میشه.
و یکی از وظایف مجلس خبرگان، نظارت دقیق بر زندگی، عملکرد، و صحبتها و موضع گیریهای رهبریه. خود اعضای مجلس خبرگان سالانه دو سه جلسه دارن که به بررسی گزارشات و عملکرد رهبری میپردازن و احیانا اگه جایی ابهامی باشه از وی توضیح میخوان.
البته دبیرخانه مجلس خبرگان در طول سال فعالیت داره و کارش مداومه و با اعضا هم ارتباطهای مداوم دراه.
البته طبق قانون یه وظیفه دیگه هم داره که توی جامعه کمتر نمود داشته و بیشتر در محافل علمی مطرحه و اون هم تبین" نظریه ولایت انتصابی فقیه" هست. که فعلا در قالب نقد و بررسی این نظریه و شبهات پیرامون اون، در" فصلنامه حکومت اسلامی" انجام میشه.
