تبليغاتX
لبیک یا حسین

لبیک یا حسین

عَلَمِ خمینی بر زمین نمی ماند، مگر ما مرده ایم!

سلام. اينشالا كه حالتون خوب باشه ................................................................................

........................................................................................................

اين نقطه چين ها هم به جاي تعارفات معمول!! ( اين چن وقته نبودم!! سفر بودم! درسام سنگينه!ووووووووو يه اتفاق جالب برام افتاده!!!!) همونايي كه  باهاش وبلاگها رو آپديت ميكنن!!! خب بگذريم.

چن تا مطلب دارم اين بار ولي سعي ميكنم طولاني نشه كه از خير خوندنش بگذريد!

اول كه راجع به همون پيشنهاد دفعه قبليه . قرار بود  يه برنامه ريزي بكنيم براي شناختن امام زمان(عج) و آخر الزمان و هر كاري كه از دستمون بر مياد براي زمينه سازي ظهور انجام بديم.   از اونايي كه نظر دادن ممنونم اينشالا بتونيم با كمك هم يه كارايي بكنيم.

دوم در مورد "حضور بچه مذهبي ها" ست در اينترنت!! كه چون بحثش طولانيه ميذارم برا دفعه ديگه.

 

سوم در مورد آقاي دكتر عباسي و مسائلي كه مطرح كرده و موضع گيري هاي مختلف اقشار مختلفت تر!

 

الحمد لله اين قدر ملت متخصص ما اومدن و نظر دادن كه فقط همين مونده كه ملت نظرات منو بدونن!

بدون هيچ مقدمه اي ميرم سر اصل مطلب:

چن تا از موضع گيري هاي جالب كه از فاميل و دوستان شنيدم!

1-     يه طلبه قريب الاجتهاد!!( طلبه پايه دوم!!): به نظر من دكتر عباسي مفسد في الارضه!!

2-     يه سر باز گمنام امام زمان!( بامدرك فوق ليسانس!): دكتر عباسي يه احمق به تمام معناست! كه فقط به دنبال شهرته! يعني چي؟ اين جوري كه عباسي حرف ميزنه يعني رهبر انقلاب تنهاي تنهاست و هيچ يار و ياوري نداره! اين عباسي تمام خدمات هاشمي رفسنجاني رو داره ميبره زير سوال! مگه يادت رفته روز دوم خرداد كه مقام معظم رهبري داشت راي ميداد  گفت : هيچ كس براي من مثل هاشمي نمي شود!

3-     يه برادر پاسدار، مسوول ناحيه بسيج دانشجويي يه استان كلاس بالا (احتمالا با مدرك ليسانس): هيچ دانشجوي بسيجي حق نداره سي دي هاي دكتر عباسي رو گوش بده!!!

4-     يه خانم خانه دار: دكتر عباسي ديگه نبايد خيلي زياده روي كنه و مساله رو براي همه باز كنه!!!!!

       5 - يه روحاني ( با مدرك دكترا  و استاد حوزه) : چي بگيم والا . ما اين حرفا رو كه ميشنويم فقط سر         منبر دادمون بالاتر ميره ( منظور فريادي براي عدالته و چه صادقانه و دلسوزانه حرف ميزد  شب بيست و سوم ماه مبارك رمضان )

 البته اين نظر آخريه در مورد فيلم فقر و فحشاء بود!

   

  واما جوابها  به نظريات بالايي:

 در مقابل نظر نفر اولي جا خوردمو و يهو گفتم: تكبير!!!(باور كنيد دست خودم نبود! احساساتي شدم ديگه!!)

به نفر دومي هم گفتم : خيلي خوبه! پس بحمدلله همه جا امن و امانه و در مملكت هيچ مشكلي نيست و مردم هم شبها راحت بخوابن!! ولي ميترسم يه روزي صبح از خواب پاشيد و ببينيد مملكت رو بار كردنو بردن!! مثل همون چند وقتي كه آقاي دري وزيرتون بود و وزارت خونه رو بار كردن و بردن و شما سربازان گمنام هم خبر دار نشدين!!

سومي مخاطبم نبود و يكي از بستگان  كه امسال دانشجو شده با حالت تعجب خبرشو بهم داد، من هم اعصابم از اين همه حماقت به هم خورد و گفتم : فلاني بيخود كرد!! اينجوري ميخواد دانشجوي بسيجي تربيت كنه!!به نظر ايشون دانشجوي بسيجي فقط بايد بگه چشم قربان!! مگه نشنيدي  مقام معظم رهبري در مورد   سياسي بودن دانشگاهها چي گفتن: " خدا لعنت كنه اون دستايي كه نميخواد دانشجوي ما سياسي بشه! نميخواد دانشگاههاي ما سياسي باشه" ( البته كه روي اين سخن هيچ وقت با ما نبوده! ما كه بحمد لله ذوب در ولايتيم!!)

 واما نظر خودم : خيلي برام جالب بود. حرفاشو قبول دارم . غير از اون سخنراني مشهد كه اصلا لحنشو نپسنديدم!! خب كه چي حالا؟!! قبول داري؟؟ نداري؟؟! حالا كه چي ؟ من چيكار كنم؟

 حرف من همين يه كلمه هست : لطفا مقلد نباشيد!!!!

 

به نظر من آدم نبايد توي اين جور مسائل مقلد باشه! تقليد توي مسائل فكري خيلي زشته! توي دين ما هم گفتن اصول دين تقليدي نيست و بايد هر كسي با فكر و انديشه خودش اونا رو قبول كنه! فقط توي فروع دين ميشه از مرجع تقليدي كه همه شرايط رو داشته باشه تقليد كرد!( كاش يه روز معني دقيق  اصول و فروع رو ميفهميديم!)

البته اين هم از بركات دولت فخيمه دوم خرداده كه با همه .... اين خوبي رو هم داشت كه امثال اقاي دكتر عباسي  ميتونن حرفاشونو بزنن( ولو اين كه بعدا از طرف وزارت اطلاعات حكم جلبشون صادر بشه!!

بذاريد يه خورده به عقب برگرديم ، يادمه حدوداي سال هفتاد و پنج بود ، يعني اواخر دولت فخيمه آقاي هاشمي رفسنجاني!

اونايي كه  ماهنامه وزين صبح و سردبير معروفش آقاي" مهدي نصيري" رو هم كه ميشناسن حتما در جريان افشاگري هاي اين نشريه بر عليه دو نفر از وزيران آقاي هاشمي هستن. ...

اينو بذاريد اينشالا دفعه بعد مينويسم...

دعامون کنيد.

+ نوشته شده در  2005/2/9ساعت 12:1  توسط سید ابراهیم  | 

 

 

      از اول تا آخر حادثه عاشورا ، به یک معنا نصف روز بوده.شما ببینیداین نصف روز حادثه، چقدر در تاریخ ما برکت کرده و تا امروز هم زنده و الهام بخش است.

     این حادثه فقط این نیست که آن را بخوانند و بگویند و مردم خوششان بیاید، یا متاثر عاطفی شوند؛ عاشورا یک گنج است. آیا ما خواهیم توانست این گنج را استخراج کنیم،یا نه؟!

    این هنر ماست که بتوانیم استخراج کنیم. امام سجاد علیه السلام توانست همان چند ساعت گنج عاشورا را استخراج کند. امام باقر و ائمه بعد از ایشان هم استخراج کردند. وآنچنان این چشمه جوشان را جاری نمودند که هنوز هم جاری است و همیشه هم در زندگی مردم منشاء خیر بوده ... .          (مقام معظم رهبری)

________________________________________________

    یادش به خیر محرم سال گذشته. پر بود از انتظار و اضطراب! انتظار اومدن یه مسافر کوچولو. که بالاخره  چهار روز بعد از عاشورا اومد و با اومدنش زندگیمونو پر از خیر و برکت کرد!

  امسال هنوز روضه حضرت رقیه و علی اصغر رو نشنیدم! ولی فکر کنم امسال بهتر بتونم این مصیبتها رو درک کنم.ولی … شاید هم ...

    هر وقت محرم یا فاطمیه میاد غم بزرگی روی دلم میشینه . غم مصیبتهای بزرگی که بر اهل بیت پیامبر علیهم السلام اومد یه طرف ،غم جهل و افراط و تفریط و نفهمیدن پیام عاشورا یه طرف!

حتما تا حالا براتون پیش اومده که توی مجالس عزاداری محرم یا فاطمیه اینقدر توی روضه خونی و ذکر مصیبت، افراط و زیاده روی میکنن که آدم دل زده میشه!!  تا حالا فکر کردین چرا ما با شنیدن مصیبت و مظلومیت امام هادی علیه السلام  منقلب میشیم ولی  این جمله که : سر از بدن  حسییییییین جدا کردند!!!!  ما رو از خود بیخود نمیکنه!!!

تا حالا شده از شرکت توی  یه مجلس عزا حالتون به هم بخوره؟! ووووووو من که هیچ وقت به خودم اجازه نمیدم توی هر مجلسی شرکت کنم! گوش و ذهنمو هم نمیدم دست یه عده آدم خوش صدای بی سواد!!

میدونید وقتی میان گریه ها و ناله های حضرت زهرا رو به دردهای جسمانی و شکسته شدن پ... و بسته شدن دست همسر! و پسر عمو! .. تنزّل میدن، اونجاست که من از حضرت زهرا خجالت میکشم!  یعنی واقعا حضرت زهرا برا اینکه به همسرش اهانت شد یا اینکه خودش کتک خورد این همه  گریه و ناله میکرد؟! این اهانت نیست؟!

 بله درسته! این مصیبتها برا ما خیلی سنگینه  ولی ناراحتی و گریه شبانه روزی حضرت فاطمه به خاطر انحراف امت پیامبر بود! برای این بود که می دید ولایت غصب شده! برای این بود که  وضع امروز جهان اسلام رو میدید!... یعنی این جماعت نمیخوان بفهمن که حضرت زینب با این همه مصیبتی که  روز عاشورا دید ولی در جواب یزید گفت:ما رئیت الا جمیلا!  تربیت شده کیه؟!

کاش مجلسهای محرم ما به جای مداح محوری بر محور علم و معرفت عاشورا بنا میشد!! کاش همون شور و هیجانی که توی سینه زدن و عزاداری داشتیم ، یه مقدارشو هم میذاشتیم برا محقق کردن اهداف عاشورا! بیایید ایام محرّم یه چند دقیقه با خودمون فکر کنیم که اگه امام حسین علیه السلام امروز زنده بود چه میکرد؟!

وظیفه ما چیه؟!

 همین که یه مجلس عزا شرکت کنیم و یا بیام اینجا یه مطلبی بنویسیم وظیفمونو انجام دادیم؟  یا بریم توی روم محبان مهدی(ع)! و نوار هلالی و سیب سرخی و ذاکر و.. بذاریم و هر کی اومد فحش داد ما هم جوابشو با فحش بدیم و به خیال خودمون از ناموس شیعه دفاع کردیم!! .....

نمی خواستم این حرفا رو اینجا بگم .ولی خدا وکیلی بیاین با اومدن محرم یه خورده فکر کنیم با خودمون و یه تجدید نظری بکنیم در مسیر زندگیمون. هی نگیم از فردا!

ایّاک و التسویف!

به امید روزی که هر کدوم از ما  سربازی باشیم  از خیل یاوران آخرالزمانی حسین علیه السلام. کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

 

 

تا میدمد از یاد تو در شهر نشانها             در معرضِ عطر کلماتند دهانها

بوی تن تو با نَفَس خاک چه کَردَست!!       کِامروز پر از بوی بهشتند جوانها

دیروز چشیدست زمین طعم تو،امروز         ذرّات تو را تجزیه کردست به جانها

ای کاش زمین خون تورا ترجمه می کرد     تا با گلِ خورشید می آمیخت دهانها

از تیغ گرفتند تَنَت را و سپردند                  درآن سوی مقتل به کَمانها و گَمانها

ای زنده جاوید! همانروز سرت را               از نیزه ربودند و سپردند به آنها

گفتند فقط،از لب و دندان و ندادند             از ردّ نَفَسهایِ شهیدِ تو نشانها

ای کاش مسیحِ نَفَسَت ، روح بریزد           در کالبدِ منجمدِ مرثیه خوانها !

 

(عبدالجبار کاکائی)

 

 

شبای محرم دعا یادتون نره. یا علی!

اینجا رو هم ببینید: پایگاه اطلاع رسانی هیئتهای مذهبی

 

+ نوشته شده در  2005/2/6ساعت 21:15  توسط سید ابراهیم  | 

 

سلام. عید همه دوستان امیر المومنین علیه السلام مبارک باشه و اینشالا پر از خیر و برکت  باشه برا همتون.

 

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی بن ابیطالب علیه السلام

 

امروز سرم خیلی شلوغه . کلی مهمون قراره ظهر بیان خونه ... سید بودن اینا رو هم داره دیگه!! ( اییییینه!)

 

بدون مقدمه برم سراغ عیدی!

بین همه  عشقای دنیا ...  نه اشتباه شد . بین همه شعرهایی که در مورد اهل بیت گفته شده قصیده کوثریه مرحوم سید رضا هندی یه چیز دیگس!! البته من واقعا برا اونایی که  زبون عربی بلد نیستن خیلی ناراحتم! چون نمیتونن لذت و شیرینی این ابیات رو بفهمن ! نوش جون اونایی که میفهمن!!

 اصل قصیده 54 بیته . اومدم ابیات زیباترشو جدا کنم و بنویسم اینجا  دیدم شد 22 بیت!!  به همین خاطر خودمو کشتمو از خیر چنر بیت دیگش هم گذشتم و آخرش شد این چند بیت :

 

أ مُفَلََّجُ ثَقرِکَ أم جو هَر؟             وَ رَحيقُ رِضا بِكَ أم سُکّر؟

 

قد قال لِثَقرِکَ صانِعُهُ :               "اِنّا اَعطَیناکَ الکوُثَر"

 

فَلَقَد أسرَفتُ و ما أسلَف....         تُ لِنَفسِيَ ما فيهِ اُعذَر

 

سَوَّدتُ صَحیفَةَ أعمالِی                وَ وَكَلتُ الاَمرَ الي حيدَر

 

هُوَ کَهفِیَ مِن نِوَبِ الدّنیا              و شَفیعِیَ فی یَومِ المَحشَر

 

فاسأل بَدراً ! وَاسأل أُحداً              و سَلِ الأحزابَ وَ سَل خَیبَر !

 

مَن دَبَّرَ فیها الأمرَ ؟ و مَن              أردَی الأبطالَ؟ و مَن دَمَّر؟!

 

مَن هَدَّ حُصوُنَ الشِّرکِ؟ وَ مَن        شادَ الاِسلامَ وَ مَن عَمَّر؟!

 

قاسُوکَ _ أبا حَسَنٍ !_ بِسوا         کَ و َ هَل بِالطَودِ یُقَاسُ الذَّر؟!

 

أنّی سَاوَوکَ بِمَن نَاوَو                 کَ ؟ و هَل ساوَو نَعلَی القَنبَر؟!!

 

آیاتُ جَلالِکَ لا تُحصَی                 وَ صِفاتُ کَمالِکَ لا تُحصَر

 

فَاقبَل یا کَعبَةَ آمالی !                 مِن هَدیِ مَدِیحِیَ ما الستَیسَر

 

اینشالا اگه فرصت شد ترجمشو هم میذارم.

 یا علی!

 

+ نوشته شده در  2005/1/29ساعت 11:21  توسط سید ابراهیم  | 

 

 به دنبال تو می گردم نمی يابم نشانت را

بگو بايد کجا جويم مدار کهکشانت را

چهل وادی گذشتم من که می جويم نگاهت را

چه بی منزل، چه بی محمل، همه گشتم غبار و خاک پايت را!!

غمين شد دل زارم ببينی اين گدای آستانت را

مگر شايد ببينم يک نشانت را

بيابان تا بيابان جسته ام رد نگاهت را

تمام جان! زشوق آن لحظه ببوسم خاک راهت را

 

سلام

رجب، شعبان و  رمضان هم اومدن و رفتن تا چشم به هم زدیم ذیحجه شد!!

 

ومحرم در راه است!

 ما منتظریم تا محرم گردد!!

 

براستی آیا ما منتظر محرمیم؟! مگه محرم چه خبره؟ قراره اتفاق خاصی بیفته؟ این همه سال محرم اومده و رفته! برا بعضیها اتفاقای خوبی افتاده . برا بعضیهامون هم یه ماهی بوده مثل بقیه ماهها با یه تفاوت جزئی!

همین که هلال ماه محرم ظاهر میشه مثل اینکه...

باز این چه شورش است که در خلق عالم است!!

 باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است!

این حسین کیست؟! که عالم همه دیوانه اوست!

وین چه شمعیست که جانها همه پروانه اوست؟!

 دیروز عرفه بود و عرفه زنگ شروع محرمه. مسلم بن عقیل. دارالعماره! بازار قصابها!

راستی یه معادله!

  لطفا اول  صورت مساله رو درپنج پرده بخونید بعد به سوالات جواب دهید

  پرده اول:   وقتی معاویه مرد و  یزید شرابخوار میمون باز! از منبر رسول الله بالا رفت و از مردم خواست با او بیعت کنند. امام حسین علیه السلام از این بیعت سر باز زد . مردم کوفه طی دعوتنامه های زیادی از امام علیه السلام خواستند که به کوفه بیایدتا با او به عنوان جانشین پیامبر بیعت کنند. ظاهرا تعداد دعوتنامه ها به اندازه ای بوده که آنها را بر صدها شتر حمل میکرده اند!! یک فرمانده رشید و شجاع به نام مسلم ابن عقیل( پسر عموی امام حسین علیه السلام)       

به فرمان امام به کوفه اعزام شد و از میان  افرادی که امام را به شهر خودشان دعوت کرده بودند لشکری هجده هزار نفری تشکیل داد! ابتدا دار العماره کوفه را محاصره کرد! و نزدیک بود که حکومت کوفه را به دست بگیرد و زمینه را برای ورود امام آماده کند.

پرده دوم:!؟

 پرده سوم: مسلم بن عقیل شب هنگام وقتی نماز مغرب را اقامه کردیک لشکر چندین هزار نفری نماز را به او اقتدا کردند. نماز مغرب خوانده شد. تعقیبات........

ولی هنگام نماز عشاء هیچ کس به جز او در مسجد نبود و نماز را به تنهایی اقامه کرد!!

 پردهچهارم: پیکر مثله شده و سنگ باران شده مسلم ابن عقیل که تا چند لحظه پیش بر گیره بازار قصابها آویزان بود ، همینک از  بالای دار العماره به طرف پائین پرتاب شد!!

 پرده پنجم: !؟

سوالات:

1_ در پرده دوم چه اتفاقاتی ممکن است روی داده باشد؟

2_ در پرده سوم ، اگر فاصله بین نماز مغرب و عشاء 30 دقیقه بوده ، محاسبه کنید:

  الف: در هر ثانیه چند نفر از در مسجد خارج شده اند؟

  ب  : بعد از محاسبه جواب الف: ،  اندازه عرض درب خروجی آن مسجد را نیز حساب کنید!

3_ در پرده چهارم"لطفا پاسخ دهید : به نظر شما مسلم در آن لحظات آخر چه آرزویی داشت؟

4_  لطفا فقط در یک جمله پرده پنجم را بنویسید.

 

+ نوشته شده در  2005/1/21ساعت 21:45  توسط سید ابراهیم  |