بعد از خواندن درد دلهای (کمی تا قستمی شوخی) مولانا ابراهیم زاده، قطب مهندسین توّابِ مشغول به تحصیل در علوم الهیه! چند خطی در صفحه نظرات ایشان نوشتم، که چون یادآور بخشی از خاطراتم بود، آن را اینجا هم می گذارم که بماند برایم:
ما پنجاه و هفتی ها همیشه اول صف بوده ایم! اما این اول صف بودن همیشه هم خوب نبوده،
- فکر کنم ما اولین گروهی بودیم که از 6 سالگی رفتیم مدرسه، تا قبل از ما همه هفت ساله که می شدند می رفتند مدرسه!
- سال 71 هم که رفتیم دبیرستان، گفتند شما از امسال در نظام جدید آموزشی درس خواهید خواند!
- از اول هر ترم کلی جزوه می نوشتیم و وسطهای ترم، یک کتاب جدیدی می آمد که همه چیزش فرق داشت، یادم می آید روزی که معلم ریاضی مان، که اتفاقا تازه لیسانسش را گرفته بود و اولین ترم تدریسش را با کلاس ما شروع کرده بود، وقتی همه تمرینهای پای تخته را حل کرد، در کلاس را زدند و کتاب جدیدمان را آوردند، حسابان! با کمک سواد بالای عربی مان فهمیدیم که این حسابان یعنی دوتا حساب، دیفرانسیل و انتگرال!
- بعد از کلی فرمول و حد و مشتق و تانژات و کتانژانت، با تحقیق و مشورت، حوزه قم را برای ادامه تحصیلات انتخاب کردیم، بعد از یک سال درس خواندن در سیستم سنتی حوزه، باز از اولین گروه هایی بودیم که سیستم جدید تحصیلی حوزه را تجربه کردیم!(همان سیستم ترمی،در مقابل سالی!)
- وقتی فیلمان یاد هندوستان کرد و خواستیم در دانشگاه هم خودی نشان دهیم، گفتند با هماهنگی سازمان سنجش، آزمون ورودی دانشگاه ما تشریحی است! حالا هم که می خواهیم در مقطع بالاتر آزمون ورودی بدهیم، می گویند به خاطر اعتبار علمی دانشگاه، تافل را شرط ورود گذاشته ایم! اول تافل و بعد آزمون ورودی دانشگاه!
خلاصه اینکه اول صف بودن همیشه خوب نیست، تجربه نشان داده که قوانین سفت و سخت، بعد از چند سال و با مقاومت گروههای اولیه تغییر کرده و نسلهای بعدی شرایط راحت تری را تجربه کرده اند.
عجب! چقدر زود گذشت این عمر سی ساله، به سرعت نوشتن همین چند سطر شاید!
راستی! بعضی از مواردی که نوشتی اصلا نیازی به صف ایستادن ندارد! بالاخره شلوغی جمعیت یک نسل، فوایدی هم دارد دیگر!
ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم، در ره عشق جگر دار تر از هر مردیم!
برای من مهم نیست که بزرگترها، من را هم در پاسداری از ارزشهای انقلاب و دینم بازی بدهند یا نه، مهم این است که من چیزهایی را میبینم و میفهمم که آنها نه می فهمند و نه توان انجامش را دارند! ما باید فرزند زمان خویشتن باشیم؛ فردا روز عمل ماست. علم خمینی بر زمین نمی ماند، مگر ما مرده ایم!
(به این می گویند اعتماد به نفس یک نسل سومی!)
- آیا فقرا را برسر این سفره ها راهی هست؟!
- به علي(ع) خبر مي رسد كه نماينده و حاكم شما در مجلسي شركت كرده كه در آن مجلس اغنيا و پولدارها و ثروتمندان حضور داشتند و از فقرا كسي در آنجا نبوده است! علي(ع) چه فرمود؟
حضرت فرمود: من باور نمي كردم عثمان بن حنيف دعوتي را در سفره اي بپذيرد كه اغنيا را در آن سفره دعوت كرده باشند و فقرا را دعوت نكرده باشند. فقرا پشت در مانده باشند.
بعد شروع مي كند به دردهاي خودش و مي فرمايد: اگر من بخواهم كه امكانات برايم فراهم است. بهترين خوردني ها و بهترين پوشيدني ها و بهترين شربت ها، هرچه بخواهم براي من فراهم است. ولي محال است كه من مهار خودم را به دست هواي نفس خودم بدهم.
نه اينكه علي بخواهد بگويد لباس خوب پوشيدن، خوب غذا خوردن حرام است نه، مساله اين نيست بلكه مساله ديگري مطرح است، من اين جا شكم خود را سير كنم شايد در كوفه و شام و در يمامه و در اطراف سواحل خليج فارس و حجاز كسي باشد كه نان هم نداشته باشد. آيا من با شكم سير بخوابم و در اطرافم شكم هايي گرسنه باشند!(نهج البلاغه، نامه45، نقل از انسان كامل شهيد مرتضي مطهري(ره)، ص55)
بسمه تعالی
سخنان اخیر آقای اسفندیار رحیم مشایی که با صراحت ابراز داشته است:
"بنده به حرفهايم افتخار ميكنم و آنها را اصلاح نميكنم بلكه هزار مرتبه ديگر نيز تكرار ميكنم ما آحاد مردم دنيا را دوست داريم و اين افتخار ماست كه چون اعتقاد و آرمانهايمان انساني است در بين تودههاي مردم در دنيا دشمني نداريم و مردم ايران با مردم آمريكا فرقي ندارند. ما با همه مردم دنيا دوست هستيم حتي مردم آمريكا و اسرائيل"
اگرچه از روی اطلاعات کم، تحلیل نادرست و سادگی گوینده این سخنان بیان شده است اما به هیچ عنوان نمی توان تبعات این حرف سنگین را نادیده گرفت.
بنا بر خاطره ای منقول از حضرت امام خمینی (ره) توسط عضو با سابقه دفتر ایشان و نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید، حجت الاسلام رحیمیان، ایشان يهوديان در كشورهاي ديگر را با يهوديان در فلسطين اشغالي دارای تفاوت دانسته و با یکسان اعلام نمودن حکم يهوديان ساکن در فلسطین اشغالی با حكم سربازان و اجزاء رژيم غاصب، بر برخورد با آنها همانند برخورد با سربازان اسرائيلي تاکید نموده بودند.
هم چنین با مروری کوتاه در بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز مطالب فراوانی دال بر تایید مواضع حضرت امام (ره) در این رابطه به چشم می خورد و "ملت و مردم" اسرائيل، يك ملت "جعلي" و "دروغين"، "اراذل و اوباش"، "غاصب" و "بي هويت" توصیف شده اند.
اما حال چه شده است که آقای رحیم مشایی این چنین با افتخار تاکید می کند ملت ایران با مردم اسراییل رابطه دوستی دارد و حتی حاضر نیست از موضع خود کوتاه بیاید؟!
براستی اگر فرزندان انقلاب اسلامی از آقای رحیم مشایی بخواهند تا ایشان تنها در رابطه با حوزه تخصصی خود سخن بگویند و خود را در جایگاه سخنگوی دولت و یا ملت ایران تصور نکنند، انتظار نابجا یا گزافی است؟
آیا غیر از این است که صحبت نکردن پیرامون بسیاری از موضوعات هیچ هزینه ای ندارد و ایشان می توانند این راه را انتخاب کنند لکن زمانی که آقای مشایی با اصرار می خواهند بر اشتباه گذشته خویش سرپوش بگذارند؛ لحظه به لحظه بر اشتباهات گذشته خود می افزایند؟
ایراد این سخنان سهوا یا عمدا (که البته بسیار بعید است) هزینه های بسیار و غیرقابل جبرانی را نه تنها برای دولت مکتبی و آرمانگرای نهم بلکه برای نظام و انقلاب اسلامی در بردارد. امروز آقای رحیم مشایی بدون آنکه متوجه بازتاب اظهارات خویش باشد با افتخار از تکرار هزارباره حرفهای خویش سخن به میان می آورد، غافل از آنکه بهتر است به فکر استغفار هزارباره از درگاه خداوند، امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری، ارواح طیبه شهدا و فرزندان انقلاب اسلامی باشد.
توجه بدین نکته ضروری است که یکی از ارزش های غیرقابل انکار دولت نهم رویکرد آرمانگرایانه و شجاعانه رییس جمهور محبوب آن در مقابل غده سرطانی اسراییل است. ایشان تا کنون به کرات با طرح سوالات متعدد نسبت به موضوع هولوکاست و هم چنین اظهارات شجاعانه پیرامون وعده الهی و نابودی هر چه زودتر اسراییل چهره ای عدالتخواه، حق گرا و محبوب از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران نه تنها در میان کشورهای مسلمان،بلکه در میان تمامی آزادگان جهان به نمایش گذارده است اما به نظر می رسد امروز "اسفندیار رحیم مشایی" مبدل به "چشم اسفندیار" دولت نهم گشته است.
اگرچه اظهارات عجولانه و نابخردانه وی چیزی از ارش های رییس جمهور عزیز و مشی حرکت دولت نهم نمی کاهد اما عدم برخورد قاطع و درخورد با ادعاهای صورت گرفته از سوی آقای رحیم مشایی در آینده ای نه چندان دور می تواند تبعات به مراتب بیشر و مخرب تری با خود به همراه داشته باشد.
امروز حداقل انتشار دانشجویان مسلمان، انقلابی و عدالتخواه بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران به نمایندگی ازدیگر داشجویان بسیجی سراسر کشور از آقای رحیم مشایی معذرت خواهی از تمامی آزدگان و مسلمانان جهان و یا در صورت اصرار بر سخنان خویش، استعفا از جایگاه خود در نظام جمهوری اسلامی ایران است چرا که آرمانهای انقلاب اسلامی که با خون هزاران شهید و جانباز سرافراز تاکنون به دست نسل سوم انقلاب رسیده، نباید فدای فرد یا افراد گردد.
* بازتاب این بیانیه در برخی رسانه ها: - خبرگزاری فارس: مشايي بايد به فكر استغفار "هزارباره" باشد - روزنامه کیهان: مشایی استغفار کند - پایگاه خبری- تحلیلی رجانیوز: واکنش بسیج دانشجویی به اظهارات مشایی - شهاب نیوز: بسیج دانشگاه تهران هم علیه مشایی بیانیه شداد و غلاظ داد
يك سال از عروج جانباز شيميايي، يادگار دوران دفاع مقدس و مربي مهذب مجتمع دانشگاهي حضرت اميرالمومنين عليه السلام حاج جواد سهيلي (كه سال گذشته پس از سال ها مجاهدات در راه خدا و تحمل درد و رنج ناشي از عوارض شيميايي به اوج آسمانها پر كشيد) گذشت.
حاج جواد سهيلي از مجاهدان فداكاري بود كه با شناخت از نهضت امام خميني (س) وارد مبارزه با طاغوت شد و پس از پيروزي انقلاب اسلامي در حالي كه از طلاب علوم ديني به شمار مي رفت، به عضويت سپاه پاسداران درآمد و در صحنه هاي مختلف دفاع از اسلام پيش گام بود. در طول دفاع مقدس، ضمن حضور فعال در عرصه آموزش و نبرد، چندين نوبت مجروح و دچار عارضه شيميايي گرديد و پس از نزديك به چهل نوبت بستري شدن در بيمارستان صدوقي اصفهان، در سن 49 سالگي ميهمان سفره سرور و سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام شد.
به منظور يكمين سالگرد عروج آن عزيز سفركرده، مراسمي در حسينيه جواد الائمه واقع در چهارراه شكرشكن اصفهان، روز پنجشنبه 17/ 5/ 87 از ساعت 18 تا 20 برگزار مي شود و روز جمعه 18 / 5 / 87 در قطعه 22 ايثارگران باغ رضوان، از ساعت 17 بر سرمزار او مراسم مشابهي برقرار مي باشد.
انا لله و انا الیه راجعون، امام زمان پدرم را بیشتر دوست داشت.
لابد شنیده اید، پس از آنکه دادستان تهران با تهدید و ارعاب از درج جوابیه دکتر علیرضا زاکانی به نامه سراسر توهین خودش ( سعید مرتضوی ) در روزنامه ایران جلوگیری کرد ، چند شب پیش سایت جهان نیوز هم به دلیل انتشار جوابیه زاکانی به دستور دادستان فیلتر شد. بخشی از مهم ترین بخش های نامه دکتر اینهاست :
· هرچند جناب آقای مرتضوی بر اساس روحیه و نگاه خاص و نیز بر خلاف قانون خود را پاسخگو نمی داند لیکن نمایندگان مردم نامبرده را مجبور به پاسخگویی خواهند نمود و خادمان ونوکران ملت در مجلس مطالب بیان شده از سوی ایشان را در ارتباط با عدم پاسخگویی به منتخبان ملت شوخی ای بیش نمی پندارند.
· قسمت اول جوابیه جناب آقاي مرتضوي بیشتر به یک توهیننامه شبیه میماند که در صورت تکرار نیز از بنده اهانتی نخواهند شنيد.
· توصیه بنده به دستگاه قضایی پیگیری اتهامات آقای پالیزدار و همراهان او تا روشن شدن ابعاد کامل موضوع میباشد لیکن قبول پرونده توسط دادستان محترم تهران را امری ناصواب می دانم. چرا که با شناختی که از نامبرده دارم و اخبار جسته گریخته ای که می شنوم به شدت خوف انتقام جویی مفرط و یا معامله کردن برسر این پرونده توسط ایشان را داشته و توصیه می نمایم برای روشن شدن ابعاد تاسف بار این موضوع افراد امین دیگری از دستگاه قضایی پیگیری این پرونده را عهده دار شوند .
· ای کاش جناب آقای جهانگیر ( رئیس حفاظت اطلاعات قوه قضائیه ) به خود زحمت می داد و یکبار از بنده سئوال می نمود که بر پایه چه اسنادی ادعای تبانی و خیانت در رسیدگی به پرونده های دانشگاه آزاد اسلامی را دارم.
· مشخص شد كه سرشاخه فروش سئوالات خانم ج.ك همسر يكى از عناصر موثر دانشگاه آزاد اسلامى بوده و خانم ر.س نيز در رديف بعدي متهمين اصلي قرار دارند ...در اين مرحله از رسيدگى پرونده، بازپرس شعبه هشتم دادسراىكاركنان دولت تغيير كرده و بازپرس جديدى جايگزين ايشان مى گردد. متهمان ذكر شده در بالا كه بازپرس پرونده، آنان را متهمان اصلى عنوان كرده بود، احضار نشده و تحقيقات از آنهاانجام نمى گيرد!!
· بررسي نحوه استخدام دادستان محترم تهران در دانشگاه آزاد اسلامي از چند منظر قابل توجه است...
· برخی از متهمین منجمله آقای " ا- ز" که در سالهای قبل با خرید سئوال وارد دانشگاه آزاد اسلامی شده و سپس اقدام به فروش سئوالات کرده بودند، مسائل و اعترافاتی را در خصوص فرزند دکتر جاسبی ریاست دانشگاه آزاد اسلامی انجام ميدهند. پيرو اين اعترافات بازپرس طباطبایی نژاد طي ابلاغی ... به واحد عملیات دستور ميدهد كه با رعایت موازین قانونی آقای ح جاسبی متهم به افشاي سئوالات کنکور را بدواً احضار و در صورت استنکاف جلب و جهت تفهیم اتهام به مرجع قضايي اعزام دارند. لیکن بازپرس پرونده، جناب آقای طباطبائی نژاد، چند روز بعد ... طی فاکسی بعد از وقت اداری از سوی دادستان تهران از شعبه 12 بازپرسی جابجا و به شعبه دیگری منتقل ميگردد !!
· به فرض اینکه آقای ح جاسبی در افشای سئوالات کنکور دخالتی نداشته باشد، با توجه به اتهامات انتسابی به وی بدون توجه به ماهیت آنها که البته مدارک آن در پروندههایی که بعد از جابجایی بازپرس طباطبایينژاد مختومه گردیده موجود بوده و هم دادستان تهران و هم بازپرس جديد از آنها مطلع بودند، آیا بهتر نبود آقای دادستان اجازه میداد پرونده ایشان هم مانند سایرین رسیدگی شده و اگر اتهامات انتسابی به وي اثبات نميشد بطور طبیعی قرار منع تعقیب برای وی صادر میگردید!!
آنهایی که چاردیواری ای در این تار عنکبوت فضای مجازی دارند می توانند چکیده این نامه را در معرض دید مهمانانشان قرار دهند. این حد اقل کاری است که می شود کرد...
به نقل از : وبلاگ"خصوصی نیست!"
اما حدود 1400 سال پیش، فرزند رسول الله را به همراه عده ای از یارانش، غریبانه و مظلومانه، با لب تشنه به شهادت رساندند، چه عاملی باعث شده است که این حادثه هنوز زنده است و فواید و برکات خودش را نو به نو در جهان بشریت ساری و جاری می کند؟!
طبیعی است که وقتی حادثه و واقعه ای اینقدر مهم باشد، و باعث جوش و خروش شیعه و جنگ با باطل و قیام به حق در طول تاریخ شده باشد و حتی انقلاب ایران هم در راستای همین قیام و الگو گرفته از همین حادثه عظیم باشد، قطعا دشمنی ها و توطئه ها در این جهت هم بیشتر خواهد بود.
همین چند وقت پیش بود که رسانه ها خبر از طرح سازمان سیا برای براندازی شیعه دادند. طرحی کاملا حساب شده، دقیق و با مطالعات و تحقیقات میدانی و کتابخانه ای. در ابتدا با تأسیس مراکز شیعه شناسی، به طور دقیق به مطالعه فرهنگ شیعه و سیر تفکر فقهی، حدیثی، کلامی و فلسفی شیعه پرداختند. و بعد هم با تحقیقات میدانی، و حضور در مراسمها و آئینهای اسلامی و شیعی، به طول کامل با آن آشنا شده و به مطالعه در نقاط آسیب پذیر آنها پرداخته و در جهت براندازی شیعه، طرح و برنامه های عملیاتی را ارائه کردند.
البته پنهان نماند که ظاهر عملکرد اینها، کاملا علمی و آکادمیک بوده و حتی با برخی از مراکز علمی – دانشگاهی ما هم مرتبط بوده اند، اما خروجی مطالعات اینها، در اختیار مراکز امنیتی و اطلاعاتی غرب قرار گرفته تا در جهت ضربه زدن به فرهنگ شیعه از آن استفاده کنند.
بنا ندارم وارد جزئیات شوم، اما برای نمونه، همین بحثی که این چند سال اخیر بر سر زبانها افتاد و حتی در داخل کشور هم روی آن مانور داده شد، این بود که : شیعه دو نوع نگاه دارد: 1- نگاه سبز 2- نگاه سرخ .
نگاه سبز آنها معطوف به آینده است و بحث مهدویت و ظهور، که نوعی امید و تلاش را در آنها زنده نگه داشته و به آینده امیدوار می کند و نگاه سرخ هم به گذشته است و فرهنگ عاشورا که در طول تاریخ، همیشه باعث جوش و خروش و قیام علیه باطل و زیر بار ظلم نرفتن بوده است. شاید تعابیر مشابه این تعبیر، از قبل در میان مردم وجود داشته، اما به نظر من، تبیین دقیق و مدوّن کردن و بررسی زوایای دقیق این دو نوع نگاه، حاصل مطالعات آکادمیک مراکز اسلام شناسی و شیعه شناسی دنیای غرب بوده که ما حصل آن در جهت ارائه طرح و برنامه برای مبارزه با این دو نوع نگاه، در اختیار سازمان سیا و مراکز مشابه آن قرار گرفته است.
شاید از قدیم بحث تحریفهای عاشورا، به خاطر ایجاد شور کاذب توسط جهال شیعه و یا عدم دقت در نقل و فهم روایات تاریخی حادثه عاشورا و یا حتی شیطنت مخالفان، رخ می داده است، اما با اندک مطالعه ای در برنامه های دشمن در سالهای اخیر، به خوبی رد توطئه را در این بحث می توان مشاهده کرد.
بنای طولانی کردن کلام را ندارم، اما برای نمونه می توانید با یک جستجوی ساده، در مورد طرح دکتر مایکل برانت، در مورد براندازی شیعه اطلاعاتی کسب کنید. که تازه اینها قسمتهای رو شده این مبارزه است و چه بسیارند محققین و پژوهشگرانی که در مراکز علمی و تحقیقاتی، در جهت شناخت دقیق اسلام و شیعه تلاش می کنند تا به تعبیر این بیت شعر:" دزد چو با چراغ آید، گزیده تر برد کالا "، به اهداف شوم خود، که در راستای تفکر اومانیستی شان است، برسند.
امید است با بصیرت و چشم باز، اهداف دشمن را رصد کرده و بتوانیم به آنها ضربه بزنیم.
" من به تمام دنیا با قاطعیت اعلام می کنم که اگر جهان خواران بخواهند در مقابل دین ما بایستند، ما در مقابل همه دنیای آنها خواهیم ایستاد! و تا نابودی تمامی آنها از پای نخواهیم نشست، یا همه آزاد می شویم و یا به آزادی بزرگتری که شهادت است خواهیم رسید! " صحیفه امام خمینی /جلد 20/صفحه 326
علم خمینی بر زمین نمی ماند،مگر ما مرده ایم!
یادم می آید چند وقت پیش که یک ناو جدید آمریکایی وارد منطقه خلیج فارس شده بود، توی روزنامه ها کلی سر و صدا راه افتاد و ورود این ناو را نتیجه سیاستهای غلط احمدی نژاد تحلیل کردند و اگر رویشان می شد افکار آقای مصباح یزدی را هم در به وجود آمدن این شرایط دخیل می دانستند!
روزنامه های دوم خردادی، به جای واقع بینی، با تحلیلهای غلط، در دل مردم ترس و دلهره انداختند و به قول یکی از سرانشان، با این کار می خواستند به مردم بقبولانند که شما اشتباه کردید که به احمدی نژاد رأی دادید!
خلاصه تحلیل پشت تحلیل که حمله آمریکا به ایران قطعی است! و چند وقت قبل از آن هم دکتر محسن رضایی، در یک برنامه زنده تلویزیونی، خیلی صریح گفت که آمریکا تا یک ماه دیگه حتما به ایران حمله میکنه! حتی خوب به یاد دارم که دو هفته بعد از این صحبت، در یک برنامه دیگر، باز خبرنگار در همین مورد از محسن رضایی پرسید: هنوز سر حرفتون هستید؟! ایشان هم کم نیاوردند و گفتند: بله! هنوز دو هفته دیگر مانده است!
اما امروز در خبرها آمده بود که با آغاز رزمایش دريايي سپاه پاسداران، با شركت حجم انبوه شناورهاي موشكي و اژدر افكن، قايقهاي تندرو و آزمایش نسل جدید موشکهای شهاب3 ، سخنگوی اولمرت اعلام کرد که : اسرائيل هيچ تمايلي به درگيري با ايران ندارد و قيمت نفت نزديك به دو دلار در هر بشكه افزايش يافت و آخرين ناو هواپيمابر آمريكا هم از خليجفارس خارج شد .
اما امروز واقعا جای آقای محسن رضایی و روزنامه های نامرد دوم خردادی خالی است که به تحلیل این قضیه بنشینند و علت خروج ناو آبراهام لینکن را تحلیل کنند! گذر زمان معلم بسیار خوبی است و فرزندان ما در تاریخ خواهند خواند که چه کسانی به این کشور خدمت کردند و چه کسانی هم در راستای منافع خودشان، حاضر به چشم پوشیدن از منافع انقلاب شدند.
درود بر غیور مردان سپاه اسلام و ارتش حزب الله که مایه فخر و مباهات انقلاب اسلامی اند. آمریکا و اسرائیل خوب فهمیده اند که وقتی نوچه های ایران در لبنان، 33 روز نفس ارتش شیطان را بریدند و همین روزها هم ، با خفت و خواری، مجبورند اسرای لبنانی را مبادله کنند، دیگر درافتادن با ارتش حزب الله و سپاه قدرتمند، چیزی جز نابودی پادگان شیشه ای اسرائبل را به همراه نخواهد داشت. والله ان اسرائیل، اوهن من بیت العنکبوت!
امام روح الله:
" و دنيا اگر خودش را آماده بحران نفت و به هم خوردن همه معادلات اقتصادى و تجارى و صنعتى کرده است، ما هم آماده ايم و کمربندها را محکم بسته ايم و همه چيز براى عمليات آماده است."
" جهان با همراهى نظام جمهورى اسلامى ايران عزم خود را جزم کنند تا دندانهاى آمريکا را در دهانش خرد کنند و نظاره گر شکوفايى گل آزادى و توحيد و امامت جهان نبى اکرم باشند."
صحيفه نور، جلد ۲۰ ، صفحه ۱۷۲ (۶ مرداد ۱۳۶۶)
(با تشکر از خبرنگار مسلمان به خاطر لینکها)
لینکهای مرتبط:
* رزمايش موشكي و دريايي سپاه پاسداران آغاز شد
* فرمانده نيروي دريايي سپاه: حجم انبوه موشكها و شناورهاي سپاه آماده مأموريت مستقيم در تنگه هرمز هستند
* شليك موفق نسل جديد موشك شهاب 3 در خليج فارس
* 9 موشك دوربرد سپاه با موفقيت شليك شد
* آخرين ناو هواپيمابر آمريكا از خليجفارس خارج شد
* فرمانده نيروي هوايي سپاه: دست سپاه روي ماشه شليك انبوه موشكها به هر متجاوز است
* سردار صفاري: آمادگي نيروي دريايي سپاه براي مأموريت مستقيم و فراگير در خليجفارس
* آزمايش موفقيتآميز موشكي ايران در صدر اخبار رسانههاي منطقه
* وزير دفاع در گفتگو با فارس: قدرت موشكي ايران سرعت عمل و هدفگيري هوشمندانهاي دارد
* خبرگزاري فرانسه: ايران يك فروند موشك دوربرد شهاب 3 را آزمايش كرد
* واكنش نامزد جمهوريخواه آمريكا به رزمايش موشكي ايران
* واكنش كاخ سفيد به آزمايش موشكي ايران
* بازتاب آزمايش موشكي ايران در رسانههاي غربي
* رايس: آزمايش موشكي ايران نشان داد تهران تهديد خيالي نيست
* آلمان مدعي شد پاسخ موشكي ايران به "حسن نيت" غرب موجب تأسف است!
* واكنش سخنگوي اولمرت به آزمايش موشكي ايران: اسرائيل هيچ تمايلي به درگيري با ايران ندارد
* جانشين فرمانده كل سپاه: رزمايش موشكي سپاه مظهر مقابله سريع و قاطع با حملات احتمالي است
* با رزمايش موشكي ايران قيمت نفت 2 دلار بالا رفت
ایام انتخابات سه سال پیش
گردان احمدی نژاد؛
جمعمون جمع بود،
یه گردان سر حال و آماده، قرار بود دوباره به خط بزنیم،
دوباره ختم "صحیفه امام" شروع شد،
خیلی از آرمانهامون دوباره جون گرفتند،
سالهای قبلش خیلی ها سعی کرده بودن انقلاب جهانی خمینی رو، به جمهوری اسلامی محدود کنن.
خلاصه، برکات زیادی داشت این گردان،
اما توی این سه ساله چند تایی هم تلفات داشتیم،
احمد توی عملیات "آهن و مصالح ساختمانی" مجروح شد،
حامد رو "گوجه فرنگی" زمین گیر کرد،
حمید رو عملیات" قند و شکر" ازمون گرفت،
دیروز یکی از بچه ها می گفت: فلانی! هواست رو جمع کن، میگن پروژه بعدی قراره "سیب زمینی" باشه و تو هم که خوره سیب زمینی! کُپ نکنی یهو!
گفتم: یعنی تو فکر می کنی آرمان رو میشه با سیب زمینی و گوجه و قند و شکر از دست داد؟!
اما چیزی که این تلفات رو برامون سنگین تر میکنه، اینه که همه این تلفات رو توی عملیات ایذائی دادیم!
علم خمینی بر زمین نمی ماند، مگر ما مرده ایم!
